نیوزنیشن به نقل از ترامپ: ایران همین حالا خواهان توافق است. معتقدم ایران در تمامی جبههها در حال باختن است و اگر توافقِ مورد نظر آنها مناسب نباشد، آن را بررسی نخواهم کرد.
ترامپ به پایان دادن به جنگ پس از انتخابات میاندورهای کنگره هم اشاره کرده، اما مسیر تقابل همچنان برای تشدید تنشها باز است؛ بهویژه با توجه به تنشهای جاری در تنگه هرمز و تبادل حملات میان واشنگتن و تهران. این تحولات در پی موجهای پیاپی حملات متقابل در ماههای اخیر رخ میدهد؛ حملاتی که تأسیسات و مواضع نظامی مرتبط با سامانههای پدافند هوایی، توانمندیهای موشکی و ناوبری دریایی سپاه پاسداران را هدف قرار دادهاند.
در حالی که رئیسجمهور آمریکا، ضمن تأکید بر حفظ حضور نظامی این کشور در منطقه، به احتمال ازسرگیری حملات اشاره میکند، تقابل میان ایالات متحده و رژیم ایران به سوی مرحله جدیدی از تشدید تنش پیش میرود؛ همزمان، گمانهزنیها درباره ماهیت اهداف احتمالی جدید افزایش یافته است.
بر اساس تحلیلی که یک کارشناس نظامی، به شبکه الجزیره ارائه کرده است، گزینههای احتمالی پیش روی ایالات متحده طیف وسیعی را در بر میگیرد؛ از بازگشت به عملیاتهای گسترده و تداوم حملات محدود مرتبط با تنشها در تنگه هرمز گرفته تا انجام عملیاتهای گزینشیتر که بر پایه اطلاعات مربوط به اهداف نظامیِ بسیار مهم (High-value targets) طراحی شدهاند.
او خاطرنشان میکند که ماهیت آرایش نظامی آمریکا در منطقه اخیراً تغییر کرده و با تکیه فزاینده بر هواپیماهای بدون سرنشین، شناورها و زیردریاییها — و همچنین نقش پررنگترِ فعالیتهای اطلاعاتی — همراه شده است. این وضعیت احتمال انجام عملیاتها به صورت مرحلهبندیشده را مطرح میکند، نه اجرای یک کارزار نظامیِ واحد و فراگیر.
اهداف ساحلی و کریدورهای هوایی
این تحلیل، هدف قرار دادن تأسیسات واقع در امتداد سواحل غربی ایران را به عنوان یک مرحله احتمالیِ آغازین شناسایی میکند؛ مرحلهای که هدف آن تضعیف قابلیتهای نظارتی و پدافند هوایی و همچنین گشودن مسیرهایی برای دسترسی هواپیماهای آمریکایی به اهداف واقع در عمق خاک ایران است.
مرحله بعدی ممکن است شامل حملات گزینشی و مبتنی بر اطلاعات باشد و احتمال مشارکت اسرائیل در حملات هوایی علیه تأسیسات داخل ایران نیز وجود دارد.
از جمله سناریوهای مطرحشده در این تحلیل، احتمال هدف قرار دادن «کوه کلنگ» است؛ مکانی که واشنگتن گمان میبرد در آن یک تأسیسات هستهای مستحکم در نزدیکی مرکز غنیسازی اورانیوم نطنز در اصفهان قرار دارد. این مکان در کنار سایر تأسیسات مرتبط با تولید موشک و صنایع نظامی، به عنوان یکی از اهداف احتمالی در نظر گرفته میشود.
در صورت تصمیمگیری برای حمله، این تأسیسات هدفی بسیار ارزشمند محسوب خواهد شد؛ با این حال، کارشناسان همزمان به دشواریِ عملیات علیه تأسیساتی که در عمق کوهها قرار دارند، اشاره میکنند.
در همین راستا، این تحلیل به آزمایشهای نظامی پیشین ایالات متحده در نیومکزیکو استناد میکند؛ آزمایشهایی که شامل انفجارهای زیرزمینی با استفاده از بمبهای سنگرشکن برای شبیهسازی حمله به تأسیسات مستحکم بود.
از جمله تسلیحات مورد بحث در این تحلیل، بمب آمریکایی GBU-57 است که برای نفوذ به استحکامات عمیق طراحی شده و پیشتر در جریان رویاروییهای گذشته علیه تأسیسات اتمی در ایران به کار گرفته شده است.
حملات ترکیبی و اهداف متعدد
کارشناس مسائل نظامی الجزیره خاطرنشان میکند که استفاده از بمبهای سنگرشکن ممکن است به صورت منفرد و جداگانه نباشد؛ بلکه حمله اولیه میتواند با موجهای بعدی همراه شود که با بهرهگیری از شکافهای ایجادشده توسط بمبهای نخست، عملیات بمباران ترکیبی را شکل میدهند؛ عملیاتی که برای هدف قرار دادن تأسیسات مستحکم در مراحل مختلف طراحی شده است.
این تحلیل همچنین تأسیسات «خوجیر» (در جنوب تهران) و نیز سایتهایی در یزد، اصفهان، کرمانشاه و شیراز را به عنوان اهداف احتمالی در صورت گسترش عملیات شناسایی میکند؛ البته با تأکید بر اینکه انتخاب نهایی اهداف، همچنان به تصمیمات فرماندهی ایالات متحده و اطلاعات موجود بستگی دارد.
در خصوص عملیات زمینی، کارشناسان با توجه به جغرافیای ایران و هزینههای نظامی مترتب بر آن، احتمال یک تهاجم گسترده از سوی ایالات متحده را بعید میدانند؛ با این حال، انجام عملیاتهایی در جزایر ایرانی توسط نیروهای ویژه یا یگانهای هوابرد را منتفی نمیدانند.



