سخنگوی فرماندهی مرکزی ایالات متحده امروز اعلام کرد: قایقهای سپاه پاسداران اخیراً تلاش کردند یکی از پهپادهای دریایی ما را توقیف کنند. تلاش آنها در پی واکنش قاطع ما ناکام ماند. این شناور دریایی بدونسرنشین همچنان تحت کنترل عملیاتی ما قرار دارد.
صدای انفجار در سواحل جزیره قشم شنیده شد؛ تلویزبون دولتی در ایران گزارش داد که سه شنبه شب صدای انفجار در جزیره قشم، واقع در جنوب کشور، شنیده شده و منشأ آن از سمت دریا بوده است.
در همین حال شبکه خبری الجزیره در گزارشی گفت: در بحبوحه تنشهای مکرر در تنگه هرمز، واژگان مذاکره — هرچند در قالب انکارها و پیششرطها — بار دیگر به ادبیات مناقشه میان واشنگتن و تهران راه یافتهاند. این وضعیت پرسشی کلیدی را پیش میکشد: آیا دیپلماسی از مسیر تشدید تنشها در حال بازگشت است، یا اینکه خودِ زبان مذاکره به بخشی از جنگ بدل شده است؟
یک تحلیلگر آمریکایی در این برنامه، رویکرد ترامپ را یک مانور هوشمندانه تلقی میکند که با هدفِ ازسرگیریِ یک اقدام نظامی قاطع پس از پایان انتخابات ماه نوامبر آمریکا، ضمن پرهیز از گرفتار شدن در باتلاق نبرد زمینی پیش از موعد رأیگیری، سیاستِ خفقان تدریجی اقتصادی را در پیش گرفته است.
این تحلیلگر امور خاورمیانه، خویشتنداری نظامی ایالات متحده را مرحلهای موقت میداند که ناشی از ملاحظات انتخاباتی است. ترامپ جانب احتیاط را ترجیح میدهد — و برای پرهیز از تشدید تنش پیش از انتخابات، بر دستاوردهای جنگ اقتصادی تمرکز دارد — اما قصد دارد پس از پایان رأیگیری، وضعیت میدانی را بازنگری کند تا با تکیه بر فرسایش اقتصادی تهران، درگیری را با شدت بیشتری از سر گیرد.
فرسایش راهبردی یا سردرگمی سیاسی؟
در میان کارشناسان در واشنگتن بحثی داغ در جریان است که آیا ترامپ در حال اجرای طرحی حسابشده برای فرسایش تدریجی رژیم ایران است، یا اینکه در مناقشهای گرفتار شده که فاقد چشمانداز راهبردی و ابزارهای لازم برای دستیابی به نتیجهای قاطع است.
دیوید دِسروش، یک مقام سابق پنتاگون توضیح میدهد که سیاست ترامپ نشاندهنده سردرگمی در تصمیمگیری نیست؛ بلکه این سیاست بر ارکان کلانراهبرد کلاسیک ایالات متحده استوار است؛ راهبردی که برای متوقف کردن پیشروی طرف مقابل، بر اعمال محاصره اقتصادی شدید در کنار فشار نظامی تکیه دارد.
این امر مبتنی بر سوابق تاریخی است: از محاصره ایالتهای جنوبی توسط شمال در جریان جنگ داخلی — که با هدف متوقف ساختن پیشروی آنها و رقم زدن فروپاشی اقتصادیشان صورت گرفت — گرفته تا محاصره دریایی امپراتوری آلمان در جنگ جهانی اول که موجب فروپاشی داخلی برلین شد (آن هم در شرایطی که ارتشهایش بر پهنههای وسیعی از اروپا تسلط داشتند) و سرانجام، خفقان اقتصادی ژاپن و محروم ساختن آن از سوخت در جریان جنگ جهانی دوم.
این مقام پیشین آمریکایی تأکید میکند که تشدید تحریمهای اولیه و ثانویه علیه رژیم ایران، هسته اصلی این راهبردِ تدریجی را تشکیل میدهد و تناقض در اظهارات ترامپ — که میان تهدید به جنگ و تمرکز بر اقتصاد در نوسان است — صرفاً به معنای مدیریت همزمانِ چندین مسیر موازی است؛ بهطوری که رئیسجمهور بسته به اقتضای شرایط، بر هر جنبهای که مناسبِ نیازِ آن لحظه باشد، تأکید میورزد.
دِسروش نتیجه میگیرد که انتخابات کنگره برای ترامپ بسیار مهم است، اما او به میراث شخصی خود بسیار بیشتر از وابستگیاش به حزب جمهوریخواه اهمیت میدهد؛ در نتیجه، پس از انتخابات میاندورهای ماه نوامبر، او این درگیری را به عنوان یک میراث شخصی دنبال خواهد کرد.
«چکش»: سلاحی ویرانگر
به گزارش مقامات آمریکایی که توسط روزنامه واشنگتنپست و خبرگزاری رویترز نقل شدهاند، دولت ترامپ قصد دارد تسلیحاتی به ارزش ۲.۸ میلیارد دلار به اسرائیل ارسال کند؛ معاملهای که شامل ۴۰ هزار بمب است که وزن هر یک از آنها به ۲۰۰۰ پوند (حدود ۹۰۷ کیلوگرم) میرسد.
بنا بر اظهارات یک مقام آمریکایی مطلع از این موضوع، این قرارداد شامل ۲۰ هزار بمب «Mk-84» (مشهور به «چکش» یا The Hammer)، ۲۰ هزار بمب «BLU-117» و ۲۰ هزار کلاهک سنگرشکن «I-2000» است.
این معامله از موارد پیشینِ تحویل بمبهای ۲۰۰۰ پوندی به اسرائیل در دوران دولتهای بایدن و ترامپ بزرگتر خواهد بود؛ همچنین از یک قرارداد تسلیحاتی بحثبرانگیز به ارزش ۲.۰۴ میلیارد دلار که در سال ۲۰۲۵ و با دور زدن روالهای معمولِ بررسی در کنگره تصویب شده بود، فراتر خواهد رفت.
بمب Mk-84 یکی از مخربترین مهمات متعارف در زرادخانههای نظامی غرب محسوب میشود؛ انفجار آن میتواند ترکشهای فلزی را تا مسافت هزاران فوت پرتاب کند و این بمب قادر است با نفوذ به بتن و فلزات ضخیم، حفرههای عظیمی ایجاد نماید.



