پزشکیان امروز طی سخنانی هشدارآمیز گفت: دشمن پس از ناکامی در تحقق اهداف خود در عرصه نظامی، تمرکز خود را بر آسیبزدن به تابآوری اقتصادی کشور و ایجاد اخلال در معیشت مردم قرار داده است.
وزارت اطلاعات نیز در بیانیهای با اعلام اینکه دشمنِ روی ۷ نقطه تمرکز کرده است، گفت: در مقطع کنونی، آنچه که باید صادقانه و صریح از دو سوی یک جنگ پنهان اطلاعاتی _ امنیتی به استحضار ملت شریف برسد اینکه دشمن بدنبال تولید دستآورد برای خویش، گرچه از طریق جنگ نرم، میباشد. اکنون دشمن، هدف براندازی را که در ابتدای جنگ اخیر آشکارا اعلان کرده و با حمله نظامی نتوانست محقق سازد، از راههای دیگری پی میجوید؛ از جمله با تشدید فشارهای اقتصادی و متعاقب آن، انجام تحریکات گوناگون اجتماعی توسط عوامل دشمن و رسانههای مزدور فارسی زبان بیگانه، با سوء استفاده از برخی کمبودها و گرانیها…
این هشدارها در حالی بیان می شود که شکافهای درونی حاکمیت درهم ریخته جمهوری اسلامی در مواجهه با بحرانهای مختلف و بهویژه بحران سرنگونی و ترس از انفجار اجتماعی به شکلی بیسابقه دهان باز کرده است. این وضعیت بیانگر یک سردرگمی استراتژیک در سطوح عالی تصمیمگیری است.
پزشکیان در هراس از چشمانداز انفجار اجتماعی، محور اصلی تهدید را نه در حمله خارجی، بلکه در ساختار داخلی میبیند. او گفت: کشور [بخوانید نظام] با مشکلات واقعی روبهرو است و نباید تصویری غیرواقعی از شرایط ارائه شود… باید واقعیتها را صادقانه با مردم در میان گذاشت و از ارائه تحلیلهای اغراقآمیز پرهیز کرد.
پزشکیان نسبت به درهمریختگی حاکمیت در مواجهه با بحرانها و نیز شکلگیری اعتراضات و انفجار اجتماعی و خطر سرنگونی نظام هشدار داد و گفت: آنها با موشک و بمب و هواپیما نمیتوانند یک کشور را تسخیر کنند، ولی با تفرقه، شکستن و دعوا میتوانند! اصلاً لازم نیست موشک و هواپیما بفرستند، میتوانند یک جامعه را از هم بپاشند. ما باید تلاش کنیم که این وحدت و انسجام و همدلی نشکند…
تحلیل موضعگیری فوق حاکی است که حاکمیت در فقدان علی خامنهای قادر به مهار تنش های درونی خود نیست و در ورای انواع مانورها و پروپاگاندای معمول، با یک دوراهی حیاتی در بحران سرنگونی روبهروست: یا عقبنشینی و مذاکره (تسلیم) یا ادامهٔ جنگ.
تقابل این دو دیدگاه فراتر از یک اختلافنظر سیاسی ساده است؛ این یک جنگ تمامعیار برای تعیین بقای سیستم است. در حالی که پزشکیان نگران قیام در داخل کشور است، جناح نزدیک به سپاه با اصرار بر جنگافروزی بیشتر، عملاً به سمت همان نقطهای حرکت میکنند که دولت از آن بیم دارد: رادیکالیزهشدن هر چه بیشتر جامعه و به میدان آمدن عنصر قهر در مواجهه مردم با حاکمیت.
در همه شقوق چه عقبنشینی و مذاکره و چه تشدید فضای جنگافروزی، این حاکمیت اهریمنی چهارنعل به سوی خط پایان در حرکت است. چرا که از جمیع جهات سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و بینالمللی در شرایط بازگشتناپذیر قرار دارد. سرنگونی آن – چه با عقبنشینی و مذاکره و چه با جنگافروزی بیشتر- در تقدیر است و از آن گریزی ندارد.



