
روزنامه جمهوری اسلامی نوشت: حوادث تاریخی را نباید فقط به کتابها و کتابخانهها سپرد و باید آن را بازگو کرد و اگر نکنیم، به این کشور و این ملت و به ویژه نسل کنونی و نسلهای آینده ظلم کردهایم. یک نمونه از این ظلم را این روزها در تقدیس همسایه شمالیمان روسیه توسط عدهای خاص شاهد هستیم که موجب تأسف شدید است.
بکار بردن کلمه «تقدیس» درباره آنچه این جریان فراموشکار و یا خود را به فراموشی زده این روزها میگوید، به این دلیل است که کار آنها از تطهیر گذشته و اگر عنوانی پربارتر از تقدیس در اختیار داشتیم، آن را به کار میبردیم.
چه شده است که وزارت خارجه ما روشن و شفاف به ضربهای که روسیه با تضمینخواهی اخیرش به مذاکرات برجام زده و آن را به بنبست کشانده اعتراض نمیکند و از وزیر خارجه تا سخنگو و تا مذاکرهکننده ارشد برجامی همگی ترجیح میدهند در لفافه حرف بزنند و کاری نکنند که با تقدیس این همسایه شمالیمان منافات داشته باشد؟
سفیر روسیه در تهران هم که وقاحت را از حد گذرانده و به رسانههای ایرانی توصیه میکند از بکار بردن تجاوز نظامی ارتش روسیه به اوکراین خودداری نمایند و به جای آن از عنوان عملیات ویژه استفاده کنند. رسانه ملی ما هم که هنوز صلاح نمیداند تجاوز نظامی روسیه به اوکراین را در قالبی غیر از خبرهای اقدامات خیرخواهانه و اهداء کمکهای بشردوستانه روسیه! به مردم جنگزده اوکراین مطرح نماید.
این روزنامه نوشت: اگر وزارت امور خارجه ما روزی که در بهمنماه همین امسال سفیر روسیه در تهران با ادای احترام به گریبایدوف فاسد و فرستادن عکس آن صحنه به فضای مجازی برخورد میکرد، امروز او جرأت نمیکرد به رسانههای ایرانی چنان توصیه مداخلهگرانهای کند و بزرگترهای او هم جرأت نمیکردند مذاکرات برجامی را گروگان بگیرند و به بنبست بکشانند.
روزنامه اعتماد هم نوشت: امروز اگر از هر فرصتی برای نهایی کردن برجام استفاده نشود یا در جهت ایجاد چنین فرصتی تلاش نشود، معلوم نیست فردا خیلی خیلی دیر نباشد.
روزنامه مستقل هم با اشاره به تهدید غائلهٔ اوکراین و سیاست گدایی از شرق نوشت: معلوم نیست روسیه چه کار دیگری باید بکند تا ایرانیها از خواب سنگین سیاست ابتر گرایش به شرق دست بکشند و در کوران حساسیت کنونی کوره راهی به موازنه باز کنند.
خامنه ای به پوتین چک سفید امضا داده است
سایت فرارو هم در مطلبی با عنوان روسیه و بدعهدیهای تاریخی علیه ایران، نوشت: روسها بارها در مقابل ایران بدعهدی کرده اند: آنها مجلس مشروطه را به توپ بستند و بازوی اجرایی کودتای «محمدعلی شاه قاجار» علیه مشروطه بودند؛ حرم رضوی را گلوله باران کردند و قصد جدا کردنِ آذربایجانِ ایران را داشتند.
روسیه با این سابقه و در حالی که در دست کم ۲۰ سال اخیر یک قرارداد ۲۰ ساله راهبردی با ایران داشت بارها با کارت ایران بازی کرد. آیا اکنون میتوان به چنین دولتی اعتماد کرد. میتوان پرسید با چنین سابقهای و با چنین بدعهدی هایی، آیا ایران باید همچنان «چک سفید امضا» به روسیه بدهد؟






