خبرنگار الجزیره از فعال شدن سامانههای پدافند هوایی در مرکز و شرق تهران، پایتخت ایران، خبر داد. خبرگزاری تسنیم هم گزارش داد که سامانههای پدافند هوایی در شرق و غرب تهران فعال شدهاند.
ارتش آمریکا اعلام کرد که برای یازدهمین شب متوالی حملاتی را به اهداف نظامی در ایران آغاز کرده است. بنا به گزارشها، اهدافی در بهبهان و کنگاور کرمانشاه و تبریز و مهاباد و ماهشهر و چابهار و بوشهر مورد حمله قرار گرفته اند. گفته می شود حمله به محلی در بهبهان بسیار سنگین بوده است. (فیلم کوتاه زیر)
وزیر دفاع آمریکا امروز در پاسخ به این پرسش که آیا واشنگتن میتواند هر چیزی را در زیر «کوه تبر» (Axe Mountain) نابود کند، اظهار داشت: «بخش عمدهای از توانمندیهای نظامی ما محرمانه است، اما ارتش ما قادر است به هر نقطهای از کره زمین دسترسی داشته باشد؛ مسئله به انتخابها و سبکوسنگین کردن گزینهها برمیگردد.»
بیشتر در شب… چرا ایالات متحده تصمیم میگیرد در تاریکی به ایران حمله کند؟
وقتی چراغهای شهرهای ایران خاموش میشوند و تاریکی شب بر سواحل جنوبی حاکم میشود، ایالات متحده بمباران اهداف در ایران را آغاز میکند و به طور پیوسته پایگاههای نظامی را خالی میکند. پس چرا شب – که معمولاً منبع حفاظت و اختفا است – به نقطه ضعفی برای دشمن و عرصهای برای برتری حملات ایالات متحده تبدیل میشود؟
پاسخ صرفاً یک تصادف تاکتیکی نیست؛ بلکه ریشه در یک دکترین نظامی جامع آمریکا دارد که برتری تکنولوژیکی، مهندسی حرارتی میدان نبرد، روانشناسی نبرد و حتی تصمیمات زمانی خود کاخ سفید را در بر میگیرد. در حالی که بسیاری از ارتشها به دلیل کمبود فناوری لازم برای انجام “جنگ شبانه” با مشکل مواجه هستند – و در عوض آنچه را که از نظر نظامی به عنوان “حملات اولیه با نور” شناخته میشود، ترجیح میدهند – ارتش آمریکا تاریکی را به عنوان یک “متحد استراتژیک” میبیند.
تاریکی به روشنایی مصنوعی روز تبدیل میشود
اختلاف نظامی بین دو طرف به عاملی بستگی دارد که کاملاً فنی به نظر میرسد اما مسیر نبرد را تعیین میکند: کدام یک از آنها توانایی دیدن و نادیده ماندن در تاریکی را دارد؟ بسیاری از کشورها به دلیل فقدان فناوری کافی، توانایی انجام جنگ شبانه را ندارند. در نتیجه، آنها مشتاقند از چنین رویاروییهایی اجتناب کنند و در عوض، حملات “نور اول” را انتخاب میکنند – یعنی زمانی که روشنایی روز امکان دقت بیشتر و کاهش خطر را فراهم میکند.
با این حال، ارتش ایالات متحده معمولاً خلاف این رویه عمل میکند؛ چرا که برای این نیرو، شب نه یک مانع، بلکه عرصهای برای برخورداری از برتری مطلق است. این مزیت ناشی از بهکارگیری تجهیزات دید در شب و فناوریهای تصویربرداری حرارتی مادون قرمز است که در جنگندههای رادارگریز B-2 و F-35 و همچنین پهپادهای آن تعبیه شدهاند.
به گفته یک کارشناس نظامی، این سامانه عملاً «تاریکی را به روشنایی روز» بدل میکند و چنان دید دقیقی در اختیار ارتش آمریکا قرار میدهد که هرگونه مزیت دفاعیِ متکی بر پوشش شب را از دشمن سلب مینماید.
این پارادوکس فراتر از ادراک بصری صرف، به جنبه فیزیکی ظریفتری نیز گسترش مییابد: اثر حرارتی. شرایط شب باعث میشود رادارها، خودروهای زرهی و موشکاندازهای متحرک، اثر حرارتی متمایزی از خود منتشر کنند که آنها را برای سیستمهای دید در شب و دستگاههای مادون قرمز آمریکایی قابل تشخیص میکند – و بنابراین در برابر هدفگیری دقیق بسیار آسیبپذیر میکند.
به این معنا آنچه قرار بود برای نیروهای حکومت ایران پوشش تاریکی فراهم کند، عملاً به نشانگرهای حرارتی تبدیل میشود که موقعیت آنها را با دقت بیشتری نسبت به روز روشن نشان میدهد، زیرا گرمای محیط با گرمای تجهیزات نظامی ترکیب میشود و تشخیص بین آنها را پیچیده میکند.
به گفته یک کارشناس امنیت دریایی که با الجزیره گفتگو کرده است، وضعیت در مورد هواپیماهای پنهانکار (استیلث) — نظیر B-2 و F-35 — حتی پیچیدهتر میشود؛ چرا که شناسایی این هواپیماها در طول روز دشوار است و این دشواری در شب دوچندان میشود، زیرا این جنگندهها در ساعات شب بهتر میتوانند نامرئیبودن کامل خود را در برابر رادار حفظ کنند و همین امر، شناسایی آنها را بسیار دشوار میسازد.
یک سیستم یکپارچه از گرههای شبکهای
واشنگتن صرفاً به این برتری تکنولوژیکی منفرد متکی نیست؛ در عوض، آن را در یک سیستم گستردهتر که آن را «گرههای شبکهای» مینامند، ادغام میکند. این معماری پیچیده، ماهوارهها را با سکوهای موشکی، جتهای جنگنده رادارگریز، پهپادها و سیستمهای راداری و نظارتی در یک شبکه یکپارچه که توسط یک واحد هوش مصنوعی مدیریت میشود و قادر به شناسایی و حمله به اهداف با سرعت بیسابقه است، پیوند میدهد – قابلیتی که به واشنگتن یک مزیت عملیاتی غیرقابل جایگزین میدهد.
در اینجا نکته مهمی وجود دارد که کارشناس نظامی ما در خصوص حملات اخیر ایران به پایگاههای آمریکا بر آن تأکید کرده است: این حملات کورکورانه نبودند، بلکه مشخصاً گرههای کلیدی شبکه را هدف قرار دادند؛ از جمله حمله به اتاقهای عملیات آمریکا در سوریه، هدف قرار دادن پهپادها در بحرین و حمله به مراکز هوش مصنوعی در کویت.
با این وجود، همین متخصص نتیجه میگیرد که تمام این تلاشهای ایران برای مختل کردن شبکه آمریکایی در نهایت به نفع واشنگتن تمام میشود، زیرا حاشیه برتری فنی همچنان یک عامل تعیینکننده به نفع آن است.
در نتیجه، ایران خود را در یک مخمصه دفاعی میبیند که با پوشش تاریکی پیچیدهتر میشود؛ همانطور که این متخصص امور نظامی توضیح میدهد، تهران به شدت به دید در شب نوری – با استفاده از دستگاههای ساده به جای رادار – متکی است و ایستگاههای نظارت راداری خود را به ندرت فعال نگه میدارد تا از شناسایی شدن جلوگیری کند و از تبدیل شدن آنها به اهداف آسان برای موشکهای آمریکایی که برای نابودی آنها طراحی شدهاند، جلوگیری کند.
این وضعیت دشوار، حکومت ایران را با انتخابی سخت روبرو میکند: یا رادارهای خود را فعال کند — که در نتیجه، خود را در معرض شناسایی و هدفگیری فوری قرار میدهد — و یا آنها را خاموش نگه دارد و به مشاهده بصری متکی باشد؛ روشی که قادر به شناسایی هواپیماهای پنهانکار (استیلث) در حال حمله از فواصل دور نیست و همین امر، مزیتی آشکار به واشنگتن در انجام حملات هوایی دوربرد میبخشد.
www.youtube.com/watch?v=I62R8xkVHOY



