چرا انقلاب شیر و خورشید میتواند آخرین انقلاب مردم ایران باشد
امیر جاوید، فعال سیاسی از ترکیه
آیا انقلاب شیر و خورشید آخرین انقلاب مردم ایران علیه جمهوری اسلامی خواهد بود؟ آیا پس از نزدیک به نیم قرن سرکوب، زندان، اعدام و تحقیر، سرانجام این حکومت پایان خواهد یافت، یا باز هم نسل دیگری باید برای آزادی جان بدهد؟
برای پاسخ به این پرسش باید تفاوت شرایط امروز را با اعتراضات گذشته بررسی کرد. کشتار گسترده دیماه ۱۴۰۴ زخمی عمیق بر پیکر جامعه ایران گذاشته است. پشت هر کشته، خانوادهای داغدار، بستگانی خشمگین و دوستانی اندوهگین قرار دارند. دامنه این مصیبت بسیار فراتر از شمار قربانیان است.
جمهوری اسلامی در اعتراضات گذشته با کشتن چندصد معترض و بازداشت هزاران نفر توانست اعتراضات خیابانی را برای مدتی خاموش کند، اما امروز شرایط کاملاً متفاوت است. هر اعدامی که جمهوری اسلامی انجام میدهد، خشم صدها نفر دیگر را علیه خود برمیانگیزد و بر شمار مخالفانش میافزاید. زیرا هر انسانی که اعدام میشود، خانواده، بستگان، دوستان و آشنایانی دارد که این جنایت را فراموش نخواهند کرد. حکومتی که تصور میکند با اعدام مخالفانش از شمار آنان میکاهد، در واقع بذر خشم و مخالفت بیشتری را در جامعه میکارد.
دیماه؛ زخمی که دیگر بهآسانی فراموش نخواهد شد
آنچه در دیماه اتفاق افتاد، تنها یک سرکوب خیابانی نبود؛ کشتاری بود که ابعاد آن حتی در سخنان رئیسجمهور آمریکا نیز بازتاب یافت. دونالد ترامپ در سخنرانی ۲۲ سپتامبر ۲۰۲۶ در مجمع عمومی سازمان ملل اعلام کرد که جمهوری اسلامی در سال جاری بیش از ۷۲ هزار نفر از شهروندان خود را کشته است. او همچنین از کشته شدن ۱۰ هزار نفر به دلیل اعتراض سخن گفت. ترامپ در ۲۵ اکتبر نیز رقم ۷۵ هزار معترض کشتهشده در ماههای گذشته را مطرح کرد. این اظهارات نشان میدهند که موضوع کشتار مردم ایران تا چه اندازه به یکی از مسائل مهم در عرصه بینالمللی تبدیل شده است.
وقتی از این کشتار سخن میگوییم، نباید فقط به اعداد نگاه کنیم. هر جوان کشتهشده، پدر و مادر، خواهر و برادر، همسر، فرزند، دوست و همکار داشته است. یک گلوله تنها جان یک انسان را نمیگیرد؛ میتواند زندگی دهها انسان دیگر را برای همیشه دگرگون کند.
به باور من، امروز نود درصد مردم ایران مخالف این حکومت هستند. کشتار دیماه و اعدامهای پیدرپی، خشم و مخالفت را از خیابانها به درون خانوادهها کشانده است. هر اعدام، بستگان و آشنایان بیشتری را علیه جمهوری اسلامی خشمگین میکند. سازمان حقوق بشر ایران نیز تا پایان اکتبر ۲۰۲۶ دستکم ۶۹۱ اعدام، از جمله اعدام ۳۴ معترض دیماه، را ثبت کرده است. حکومت شاید بتواند اعتراضات خیابانی را موقتاً خاموش کند، اما نمیتواند خاطره این کشتار و مطالبه دادخواهی را از جامعه پاک کند.
چرا این انقلاب با اعتراضات گذشته تفاوت دارد؟
در اعتراضات سالهای ۱۳۹۶، ۱۳۹۸ و ۱۴۰۱، مردم ایران شجاعت و نارضایتی خود را نشان دادند. هر یک از این حرکتها بخشی از جامعه را به میدان آورد و هزینههای انسانی سنگینی به جا گذاشت. اما نبود یک رهبری سیاسی مورد توافق عمومی و دشواری هماهنگی میان نیروهای معترض، از چالشهای مهم آن دورهها بود.
اعتراضات گاهی پس از سرکوب شدید فروکش میکردند و حکومت فرصت پیدا میکرد دستگاه امنیتی خود را بازسازی کند. با این حال، مطالبات از بین نمیرفتند و در فرصتی دیگر دوباره مطرح میشدند.
تفاوت مهم انقلاب شیر و خورشید در این است که برای بخش قابل توجهی از هوادارانش، این حرکت اکنون دارای یک چهره شناختهشده سیاسی برای رهبری دوران گذار است: شاهزاده رضا پهلوی.
شاهزاده رضا پهلوی برخلاف بسیاری از جریانهای پراکنده سیاسی، چارچوب مشخصی را برای همکاری نیروهای مخالف جمهوری اسلامی مطرح کرده است. حفظ تمامیت ارضی ایران، جدایی دین از حکومت، برابری حقوق شهروندان و حق مردم برای تعیین نظام آینده از طریق رأی آزاد، از اصول اعلامشده او هستند.
این موضوع اهمیت دارد، زیرا پس از پایان یک حکومت، کشور نمیتواند بدون مدیریت سیاسی، برنامه اقتصادی و ساختار حقوقی روشن اداره شود. تجربه انقلاب ۱۳۵۷ نیز نشان داد که مخالفت با نظام موجود بهتنهایی برای تضمین آزادی در نظام بعدی کافی نیست.
از نگاه حامیان انقلاب شیر و خورشید، وجود شاهزاده رضا پهلوی میتواند به این حرکت هویت سیاسی مشخصتری بدهد و ارتباط میان نیروهای داخل و خارج کشور را تقویت کند. البته میزان موفقیت چنین رهبریای به سازماندهی، اعتماد عمومی و توانایی همکاری نیروهای گوناگون بستگی خواهد داشت.
تفاوت دیگر، تجربهای است که نسل امروز از تاریخ آموخته است. بسیاری از جوانان ایرانی با آگاهی از سرنوشت انقلاب ۱۳۵۷، درباره آزادیهای فردی، جدایی دین از حکومت و تضمین حقوق شهروندان حساسیت بیشتری نشان میدهند.
جنگ منطقهای و سرنوشت انقلاب شیر و خورشید
تحولات منطقهای نیز شرایط امروز را متفاوت کرده است. درگیری نظامی آمریکا و اسرائیل با جمهوری اسلامی، فشارهای بینالمللی، بحران اقتصادی و اختلافات سیاسی، فضای تازهای ایجاد کردهاند.
این تحولات ممکن است بر توان حکومت و مناسبات قدرت تأثیر بگذارند، اما پیروزی یک انقلاب و ایجاد نظامی آزاد را نمیتوان صرفاً به نتیجه جنگ وابسته دانست. قدرتهای خارجی منافع خاص خود را دارند و آینده ایران نیازمند ساختاری است که از حقوق شهروندان و استقلال کشور حفاظت کند.
از این رو، پرسش اصلی تنها این نیست که جمهوری اسلامی تا چه اندازه زیر فشار خارجی قرار دارد، بلکه این است که جامعه و نیروهای سیاسی ایران چه تصویری از آینده کشور ارائه میکنند.
آیا این آخرین انقلاب خواهد بود؟
بله، به باور من دلایل جدی وجود دارد که انقلاب شیر و خورشید میتواند آخرین انقلاب مردم ایران علیه جمهوری اسلامی باشد. همانگونه که در شعار معترضان شنیده میشود: «این آخرین نبرده». این شعار را نباید تنها فریادی برخاسته از احساسات دانست؛ در پس آن، تجربه ۴۷ سال سرکوب، مبارزه، شکست، ایستادگی و آگاهی سیاسی نهفته است. مردم ایران بهای سنگینی برای شناخت ماهیت حکومت دینی پرداختهاند و نسل امروز با تجربهای متفاوت از نسل انقلاب ۱۳۵۷ به آینده مینگرد.
از نگاه من، اهمیت این انقلاب در سه تحول اساسی است: نخست، عمق نارضایتی و زخمی که کشتار دیماه بر جامعه گذاشته است؛ دوم، تجربه تاریخی مردمی که دیگر نمیخواهند اشتباهات گذشته را تکرار کنند؛ و سوم، وجود رهبری سیاسی شناختهشدهای که برای دوران گذار و ساختار آینده کشور اصول مشخصی ارائه کرده است. این عوامل میتوانند انقلاب شیر و خورشید را از یک موج اعتراضی گذرا به حرکتی با هدف پایان دادن به جمهوری اسلامی و ایجاد نظم سیاسی تازه تبدیل کنند.
درست است که هنوز اختلافات فراوانی میان جریانهای اپوزیسیون ایران وجود دارد، اما اختلافنظر درباره شکل نظام آینده نباید با اختلاف بر سر اصول آزادی و دموکراسی اشتباه گرفته شود. جمهوریخواه و مشروطهخواه میتوانند درباره نظام مطلوب خود دیدگاههای متفاوت داشته باشند، اما در حفظ تمامیت ارضی ایران، جدایی دین از حکومت، حقوق برابر شهروندان و تعیین آینده کشور از طریق رأی آزاد، نقاط مشترک مهمی دارند.
من به شیوه رهبری شاهزاده رضا پهلوی و اصولی که برای دوران گذار مطرح کرده است باور دارم. دلیل این باور، اهمیت سپردن انتخاب نهایی نظام سیاسی به مردم، حفظ حقوق برابر همه ایرانیان و جلوگیری از تکرار تجربه تلخ حکومتی است که قدرت را از نظارت آزادانه شهروندان خارج کرد. به اعتقاد من، همین رویکرد میتواند زمینه شکلگیری ایرانی آزاد و دموکراتیک را فراهم کند.
من همچنین باور دارم که جامعه ایران، با پشت سر گذاشتن این همه تجربه تلخ، ظرفیت آن را دارد که پس از جمهوری اسلامی به یکی از کشورهای آزاد و دموکراتیک منطقه تبدیل شود؛ کشوری که در آن هیچ ایرانی به دلیل عقیده سیاسی، مذهب، زبان یا گرایش فکری خود از حقوق شهروندی محروم نباشد و هیچ حکومتی نتواند با سرکوب، قدرت را برای همیشه در اختیار بگیرد.
آرزوی من این است که انقلاب شیر و خورشید، آخرین نبرد انقلابی مردم ایران و پایان جمهوری اسلامی باشد؛ نه برای آنکه مردم دیگر حق اعتراض نداشته باشند، بلکه برای آنکه در ایران آینده، آزادی و قانون چنان استوار شوند که دیگر نیازی به انقلاب برای تغییر حکومت وجود نداشته باشد.
پیروزی واقعی این انقلاب، تنها در پایان جمهوری اسلامی خلاصه نخواهد شد؛ بزرگترین دستاورد آن زمانی خواهد بود که نسلهای آینده ایران، به جای میراث زندان و اعدام و سرکوب، وارث کشوری آزاد، آباد، دموکراتیک و برخوردار از حقوق برابر باشند. این همان آیندهای است که من برای انقلاب شیر و خورشید آرزو دارم؛ پایان یک دوران تاریک و آغاز فصلی تازه در تاریخ ایران.



