آن چه من از آیین بهدینی میدانم، این است که هدف هرگز وسیله را توجیه نمیکند. هرگز فکر کردهاید، چرا آن زمان که به راستی باور داشتیم، هدف برایمان هر وسیله را توجیه نمیکرد، کشورمان پیروز و مردم کشور ما ایران خوش و شاد بودند؟ چرا از آن زمان که فرهنگ بیگانه به ما آموخت تقیه و کتمان را، چرا از آن زمان که هدف توجیه دروغها و تقلبها شد، هیچگاه کشورمان روز خوشی نداشت؟
خیر، هدف وسیله را توجیه نمیکند، زیرا تنها هدف همواره راستی و تنها قانون همانا اشا میباشد.
خسرو صمدی (فروهر)، اردیبهشت ۲۵۷۲
بهره گیری از این نوشته تنها با ذکر نام نویسنده مجاز میباشد. ادامهی خواندن

در کشور ژاپن ادمیرالی بود بنام یاماموتو. وی با شروع جنگ و حمله به آمریکا مخالف بود. انتقاداتش را نمیخواستند بشنوند آنها که مست از احساسات بودند. انتقاد را خیانت مینامیدند. دهانش را بست، دست تقدیر چنان حکم کرد که وی فرمانده حمله به پرل هاربر شود. وی که منتقد جنگ بود در همان میانه جنگ جهانی دوم کشته شد. پرسش بزرگ برای یک فعال سیاسی این است، کجا باید سکوت کرد، کجا سکوت خیانت است، کجا فریاد خیانت است؟ زمانی که نقد را با چاقوی احساسات سر میبرند، گوشها بسته است، بوی شراب و کباب خردها را کور کرده است، خادمین را خائن مینامند، الله کرمها ها دشنه به دست سر میبرند، حلّاج هابر سر دار میروند.
جامعه ایران گرفتار دو خط فکری همزاد هستند، حزب الله و اتئیست الله. ای کاش نقد خرد ناب کانت را بیشتر خوانده بودیم تا شباهت این ۲ گروه را بهتر درک میکردیم. اگر با هر کدام از این ۲ گروه نباشید، شما را به پوشاندن حقیقت یعنی کفر محکوم میکنند. در قرن بیستم بزرگترین آدم کشان اتئیست اللهی بودند، از خود پرسیدید چرا؟ چه شباهتی خمینی و یارانش با این دسته دارند؟ اگر میخواهید خدا را انکار کنید یا میخواهید آن را باور داشته باشید، با جمله ” شاید اشتباه کنم ” آغاز کنید تا در دام این ۲ گروه نیفتید. ” نمیدانم ” آغاز آزادی انسانها است. در دام ” همیشه میدانم “ ها نیفتید. آگنوستیک بودن نیز میتواند آغار بی خدایی و یا خدا باوری باشد، بدور از تعصبهای احمقانه، زیرا با “نمیدانم” گفتن آغاز میشود. در دوراهی شک و تردید آن راهی را انتخاب کنید که بیشتر به دلتان میچسبد. هر وقت هم خواستید آنرا تغییر دهید. آرزو دارم در دام اتئیست الله ها نیفتید که هرگز بیخدا نیستند. آنها حزباللهیهای بی قرآن هستند.