
این کتاب جزء کتابهای ممنوع چاپ در ایران است . به جای گوش کردن به اراجیف BBC کتاب از کلینی تا خمینی – شجاع الدین شفا را بخوانید. برای دانلود :
http://libertyforiran.org/fravahar/wp-content/uploads/2014/10/az-koleini-ta-khomeini.pdf

این کتاب جزء کتابهای ممنوع چاپ در ایران است . به جای گوش کردن به اراجیف BBC کتاب از کلینی تا خمینی – شجاع الدین شفا را بخوانید. برای دانلود :
http://libertyforiran.org/fravahar/wp-content/uploads/2014/10/az-koleini-ta-khomeini.pdf
به جای گوش کردن به اراجیف کامبیز حسینی ها این کتاب پس از ١٤٠٠ سال – شجاع الدین شفا را بخوانید. برای دانلود :
http://libertyforiran.org/fravahar/wp-content/uploads/2014/10/pasaz1400sal1_1.pdf
http://libertyforiran.org/fravahar/wp-content/uploads/2014/10/pasaz1400sal1_2.pdf
http://libertyforiran.org/fravahar/wp-content/uploads/2014/10/pasaz1400sal1_3.pdf
http://libertyforiran.org/fravahar/wp-content/uploads/2014/10/pasaz1400sal1_4.pdf
http://libertyforiran.org/fravahar/wp-content/uploads/2014/10/pasaz1400sal1_5.pdf
http://libertyforiran.org/fravahar/wp-content/uploads/2014/10/pasaz1400sal1_6.pdf
http://libertyforiran.org/fravahar/wp-content/uploads/2014/10/pasaz1400sal2_1.pdf
http://libertyforiran.org/fravahar/wp-content/uploads/2014/10/pasaz1400sal2_2.pdf
http://libertyforiran.org/fravahar/wp-content/uploads/2014/10/pasaz1400sal2_3.pdf
http://libertyforiran.org/fravahar/wp-content/uploads/2014/10/pasaz1400sal2_4.pdf
http://libertyforiran.org/fravahar/wp-content/uploads/2014/10/pasaz1400sal2_5.pdf
خسرو فْرَوَهَر , آبان ماه ٢٥٧٣, ننگ نامه ما نامردان در غم ریحانه های بر دار
ای ایران, ای باغ و بوستان من, آن روز که دیوان بی دین و دینداران “دیو-انه ” ریحانه ها را بر دار و رخ گلهای زیبایت را اسید باران کردند, آن روز من کجا بودم؟
کجا بودم, در کدام گورستان سنگ بودم؟
شاید که خود مرده بودم.
شاید هم مست باده در خواب بودم,
دیوانه, آواره کدام سامانه بودم؟
آیا در باغ فراموشی ها اسید ها را جویبار بودم؟
حلاج ها را دار و ریحانه ها را “سربند” بودم ؟
آیا زنده ام؟ یا زنده مرده ام؟
شاید هم مرگ را پیمانه و خود “دیو-انه ” ام
آن روز که دشنه دشمن سهراب ها بکشت, من کجا بودم؟
دیوانه و آواره کدام بتخانه بودم؟
آن روز که ترانه ها را بی ندا و ندا ها را خاموش کشتند,
من مطرب و رقاص و ساز و اواز که ها بودم؟
ای ایران, مادرم, اکنون راست گویم, مادر را دیگر دروغ نتوانم.
آنگه که قلم گرز و جوهر همی خون, آری آنگه همه رستم, همه آرش, همه پهلوان بودند.
شب دراز است و شبنامه ها گویم,
به یاد شهنامه نقاله ها گویم, چنین وچنان گویم,
فلک را در خواب چنان کوبم.
آخر شب دراز است و در تاریکی همه چنان گویند!
من آنم که در خواب یلان را شاه و شاهانه افراسیاب ها کشتم.
در خواب شبانه چه خوش می غرم و می رزمم.
آخرمن دزد را میپرستم, چاکرانه ضحاک ها شانه ها بوسم.
خواب زیباست زیرا روزها چه خوش میدزدم.
شرمم باد, ننگم باد, از جفایم نام و یادم تا ابد بر باد
آخر یار نیم راهم, راه را دیوار و دیوار را سنگ خوارم.
من آنم که پیمان را شکستم.
پیمان را جلادم و جلادان را را سربزیر چنین هم پیمانم.
چه گفتم, چه کردم؟
آخر مگر من مردم که نامردان را چنان بی آزارم.
عجب سوگندم را به زر و زور فروختم.
عجب نامردم و بی شرم و بی آزرمم.
خسرو فْرَوَهَر
استفاده از این نوشته فقط با ذکر نام نویسنده مجاز میباشد.
http://vimeo.com/109873817
https://vimeo.com/109189497
Khosro Fravahar – Dr. Nasr Esfehani – Pars TV
برنامه کنگره ملی ایرانیان وآقای دکتر نصر اصفهانی در تلویزیون پارس
https://vimeo.com/108527874