نیروهای آمریکایی طی یک عملیات نظامی پیچیده و پنهانی که ماهها به طول انجامید، موفق شدند مسیری امن برای کشتیرانی در این تنگه ایجاد کنند. این دستاورد پرسش مهمی را مطرح کرد: آیا تهران قدرتمندترین اهرم فشار خود در این آبراه را از دست داده است؟ شبکه الجزیره به بررسی این موضوع پرداخت.
بر اساس این گزارش، هدف عملیات آمریکا پاکسازی کامل تنگه هرمز از مینهای دریایی نبود؛ بلکه راهبرد آن بر ایمنسازی مسیری مشخص برای کشتیرانی متمرکز بود تا «فرماندهی مرکزی» بتواند عبور امن کشتیهای تجاری و نفتکشها را تضمین کند؛ نکتهای که توسط یک کارشناس نظامی فاش شد.
او در مورد جزئیات این عملیات اضافه میکند که دستیابی به این هدف – در تنگهای که در حال حاضر خطرناکترین تنگه در جهان محسوب میشود و در میان یک محیط جنگی فعال – واشنگتن را مجبور به استفاده از تاکتیکهای عملیاتی و فنی کرد که قبلاً به طور کامل آزمایش نشده بودند.
این کارشناس نظامی، وضعیت تنگه و فناوریهای دیجیتال مورد استفاده را تجزیه و تحلیل میکند و خاطرنشان میکند که این عملیات بر ادغام پرسنل انسانی با سیستمهای بدون سرنشین متکی بود. یک “کشتی مادر” به عنوان سکوی پرتاب زیردریاییها و پهپادهای زیرآبی عمل میکرد. این پهپادها مناطق خاصی را برای جمعآوری دادهها و تصاویر اسکن میکردند که متعاقباً در مراکز با استفاده از هوش مصنوعی برای شناسایی انواع مینها و ارزیابی خطرات مرتبط تجزیه و تحلیل میشدند.
در مرحلهٔ بعد پهپادهای انتحاری زیرآبی برای انهدام آن مینها به کار گرفته شدند؛ عملیاتی که همگی تحت پوشش حفاظتی شدیدِ گشتهای رزمی هوایی و دریایی انجام شد تا ایمنی کارکنانِ مجریِ عملیات تضمین گردد.
معمای جزیره لارک
در مقابل، تهران همچنان بر روایت سنتی خود پافشاری کرده است. این موضوع در اظهارات «مهدی عزیزی»، کارشناس امور نظامی ایران، مشهود بود؛ وی ضمن تأکید بر تسلط کامل کشورش بر این تنگه، اعلام کرد که ایران اجازه عبور شناورها بدون هماهنگی با نیروهای خود را نخواهد داد. تهران همچنین تأکید کرد که توانمندیهای ایالات متحده به دلیل حملات صورتگرفته علیه پایگاهها و پهپادهای این کشور در منطقه، دچار فرسایش شده است.
با این حال، تحولات میدانی پس از اعلام واشنگتن مبنی بر پاکسازی تنگه هرمز از مین، روایت ایران را زیر سؤال برد؛ تنها چند روز پس از این اعلامیه، نیروهای آمریکایی دو سکوی ایرانی در جزیره لارک —واقع در محدوده همین تنگه— را هدف قرار دادند و مدعی شدند که سپاه پاسداران در حال آمادهسازی برای کارگذاری مینهای جدید از طریق این سکوهاست.
این رویداد پرسشی را پیش آورد که روایت رژیم ایران را بیاعتبار میساخت: اگر سپاه پاسداران مدعی کنترل کامل بر منطقه بود و اصرار داشت که مینهای اولیه هرگز برداشته نشدهاند، چه نیازی به کارگذاری مینهای جدید داشت؟
فرسایش اهرم فشار سپاه پاسداران
این گزارش با طرح این پرسش کلیدی خاطرنشان میکند که موفقیت واشنگتن در پاکسازی مینها و تأمین امنیت مؤثر مسیر کشتیرانی — چه از نظر فنی و چه عملیاتی — یکی از مهمترین اهرمهای فشار تهران را تضعیف میکند: یعنی توانایی کنترل و اعمال نفوذ مستقیم بر تردد دریایی در این تنگه.
کارشناسان نظامی تأیید میکنند که توانمندیهای رژیم ایران در این زمینه به مرور زمان رو به کاهش است. این افول در تغییر تاکتیکهای تهران بهوضوح مشهود است؛ بهطوری که سپاه پاسداران بهجای تکیه بر حضور فیزیکی مستقیم، به تلاش برای مینگذاری از راه دور — با استفاده از موشکهایی با برد ۷۵ کیلومتر که از جزیره لارک شلیک میشوند — روی آورده است؛ تغییری که نشاندهنده تضعیف ظرفیت آن برای مختل کردن تردد دریایی است.
علاوه بر این، اقدام رژیم ایران به هدف قرار دادن کشورهای همسایه و تلاش برای حمله به شناورها با استفاده از پهپاد، واکنشی ناشی از استیصال تلقی میشود؛ تلاشی برای حفظ هرچه بیشترِ تنها برگ برنده باقیماندهای که در حال لغزیدن از دست سپاه پاسداران است.



