در جغرافیای سیاسی معاصر ایران، سپاه پاسداران که در لیست تروریستی غرب قرار گرفته است، نه یک ارتش کلاسیک برای حفاظت از مرزها، بلکه ستون فقرات یک سیستم توتالیتر است که بقای خود را در گرو سرکوب بیرحمانه در داخل میبیند. برای درک ماهیت سپاه پاسداران، باید به شباهتهای ساختاری آن با گاردهای حفاظتی در رژیمهای فاشیستی قرن بیستم نگریست.
سپاه پاسداران، دقیقاً همان نقشی را در ایران ایفا میکند که نیروی «شوتز شتافل» (SS) در آلمان نازی تحت فرماندهی هیملر، یا «پیراهنسیاهان» در ایتالیای موسولینی برعهده داشتند. هدف این نهادها نه حفاظت از «ملت»، بلکه صیانت از «ایدئولوژی حاکم» و شخص پیشواست.
خمینی با درک این مطلب که ارتش کلاسیک ممکن است در بزنگاههای تاریخی به مردم بپیوندد، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی را بهعنوان گارد استبداد دینی خود بنا نهاد. آرم این نهاد که فاقد هرگونه نشان ملی یا نام ایران است، گواهی بر ماهیت فراملی و عقیدتی آن است؛ ارگانی که از همان ماههای نخست، با سرکوب خونین مردم دلاور کردستان، وفاداری خود را به فاشیسم اسلامی به اثبات رساند.
البته سپاه پاسداران تنها یک ماشین کشتار نیست، بلکه یک کارتل مافیایی عظیم هم هست که شریانهای حیاتی اقتصاد ایران را در دست دارد. از انحصار در صادرات و واردات و پولشوییهای کلان گرفته تا قاچاق مواد مخدر و تصاحب بانکها، همگی تحت چتر فرماندهی بیت رهبری انجام میشود.
همانگونه که ماشین جنگی هیتلر مقهور اراده متفقین و مقاومتهای داخلی شد، سپاه پاسداران نیز در برابر مردم شجاع ایران به زانو درخواهد آمد. انحلال سپاه تروریستی خامنه ای، نه یک انتخاب، بلکه تنها راه تنفس دوبارهٔ پیکر نیمهجان ایران است؛ فرآیندی که با انقلاب شیروخورشید آغاز شده و با استقرار یک حکومت ملی در ایران به فرجام خواهد رسید.
گزارش سیانان از بازار بزرگ تهران
خبرنگار سیانان امروز در گزارشی از بازار بزرگ تهران، پس از گفتگو با شماری از شهروندان، میگوید که فضای ناامیدی برجامعه حاکم است و بسیاری اعتماد خود را به دولت پزشکیان از دست دادهاند. آنها تاکید کردند که دیگر امیدی به بهبود اوضاع باقی نمانده است.
به گفته برخی از ساکنان تهران، سرکوب اعتراضات به اندازهای شدید بوده که در شرایط کنونی، به دلیل ترس از هدف قرار گرفتن با گلوله نیروهای امنیتی، امکان اعتراض دوباره عملا وجود ندارد.
اعتراضات سراسری اخیر یکی از بزرگترین و جدیترین اقدامات جمعی مردم ایران در برابر حاکمیت مذهبی این کشور بوده است. حکومت برای کنترل وضعیت، متوسل به سرکوب و کشتار شد.
بر اساس آمارهایی که از طرف خود حکومت ایران منتشر شده، درپی این سرکوب، هزاران تن کشته شدند. با این حال، آمارهای ارائه شده از سوی سازمانهای حقوق بشری و مسئولان بیمارستانها چیزی بیشتر از ۳۰ هزار کشته را نشان میدهد.
خانمی از تهران در پاسخ به پرسش خبرنگار سیانان در مورد زخم ناشی از سرکوب اعتراضات، گفته که «در وضعیت کنونی، هیچ کسی توان انجام هیچ کاری را ندارد، زیرا شما یا باید به خیابانها بیایید و کشته شوید و یا در خانه بمانید و از گرسنگی بمیرید.»
در شرایطی که فضای سرکوب همچنان بر شهر حاکم است، خیلیها ممکن است به دلیل ترس، از گفتگو با خبرنگاران خودداری کنند و نتوانند تصویری کاملی از وضعیت ارائه دهند. مسالهای که یکی از شهروندان نیز در گفتگو با خبرنگار سیانان به آن اشاره کرده است.
این شهروند که به دلیل نگرانیهای امنیتی، هویت او فاش نشده است، در گفتگو با سیانان، گفته است: ما مطمئن هستیم که حکومت توان حل مشکلات موجود را ندارد. این چیزی است که میتوانم به یقین بگویم. شاید خطرناک باشد، اما احساس میکنم که این پایان همه چیز است…



