رئیسجمهور آمریکا به حکومت ایران هشدار داده است که اگر معترضان را بکشد، ایالات متحده به نجات آنها خواهد آمد. پرزیدنت ترامپ در شبکه اجتماعی تروث سوشال نوشت: «آماده اقدام هستیم.»
شب گذشته اعتراضات در شهرهای مختلف ایران همچنان ادامه یافت و صبح امروز رئیس دادگستری استان لرستان از دستگیری تعدادی از معترضان در شهرستانهای ازنا و دلفان خبر داد. دیروز رسانههای حکومتی گزارش کردند که در جریان اعتراضات به مقر نیروهای انتظامی در ازنا حمله شد و «سه تن کشته و ۱۷ تن زخمی شدند.»
پرزیدنت ترامپ در این پست نوشت: «اگر رژیم ایران به معترضان مسالمتجو شلیک کند و آنها را به طرز وحشیانه به قتل برساند، چیزی که رسم و عادت آنهاست، ایالات متحده آمریکا برای نجات آنها (معترضان) وارد خواهد شد. ما در حالت آمادهباش کامل (مسلح و آماده) هستیم. از توجه شما به این موضوع سپاسگزارم!»
این موضع رئیس جمهور آمریکا پس از کشتهشدن چند نفر طی پنج روز و در پی گسترش اعتراضها در ایران از روز یکشنبه اعلام شده است؛ اعتراضهایی که با اعتصاب کسبه آغاز شد، دامنه آن به شهرهای کوچک و بزرگ دیگر کشید و با تشدید درگیری میان معترضان و نیروهای امنیتی به خشونت انجامید.
پیش از این صفحه وزارت خارجه آمریکا به فارسی هم به اعتراضات ایران واکنش نشان داده بود و در پستی در شبکه ایکس نوشته بود: «ما عمیقا نگران گزارشها و ویدیوهایی هستیم که نشان میدهد معترضان مسالمتآمیز در ایران با ارعاب، خشونت و دستگیری مواجه میشوند. مطالبه حقوق اولیه جرم نیست. رژیم جمهوری اسلامی باید به حقوق مردم ایران احترام بگذارد و به سرکوب پایان دهد.»
فشار حکومت بر خانواده کشتهشدگان
شش روز پس از آغاز اعتراضات جاری در شهرهای مختلف ایران گزارشهایی از درگیری معترضان با نیروهای امنیتی در شبکههای اجتماعی همرسان شد. فضای چندین شهر از جمله ازنا، دورود، لردگان، کوهدشت همدان، اسدآباد، قم، جونقان، مرودشت و گوهردشت کرج تا آخرین ساعات شب ملتهب و پرتنش گزارش شده است.
خانواده امیرحسام خدایاری، جوان جانباخته در جریان اعتراضات کوهدشت، با انتشار اطلاعیهای زمان و جزئیات مراسم تشییع او را اعلام کردند. در این اطلاعیه، هیچ اشارهای به روایت نهادهای نظامی مبنی بر “بسیجی بودن” او نشده است.
خانواده خدایاری طی دو روز گذشته تحت فشار بودهاند تا فرزندشان بهعنوان “بسیجی شهید” معرفی شود.
این در حالیست که شکاف میان حاکمیت و مردم ایران به مرحلهای از بازگشتناپذیری رسیده که دیگر هیچ زبان مشترکی برای گفتگو باقی نمانده است. در چنین شرایطی ساختار قدرت در اوج استیصال، نقاب «شنیدن صدای معترض» را بر چهره میزند تا با ترفندهای لو رفته، اعتراضات را شقه کرده و آن را به تدریج بخشکاند.
اگرچه نظام با اعلام آمادگی برای گفتوگو، ناخواسته به مشروعیت اعتراضات اعتراف کرده، اما این اعتراف بسیار دیر صورت گرفته است. آتشفشان خشم مردم، با وعدههای میانتهی فروکش نمیکند. آنچه در خیابانهای ایران میگذرد، تقابل میان یک «ساختار صلب و رو به زوال» با یک «اراده ملی پویا» است که خیابان را بهعنوان تنها گزینه برای بقا و بازپسگیری میهن اشغالشده برگزیده است.
وقتی ملتی در زنجیر به این نقطه از آگاهی و شجاعت میرسد، حتی گستردگی نیروهای سرکوب و مانورهای فریبکارانه نیز نمیتواند مانع از فروپاشی نظم کهن شود. ایران امروز، نه در پی شنیده شدن، بلکه در پی تغییر بنیادین است؛ تغییری که در آن، جایگزینی یک ساختار فاشیستی-مذهبی با یک حکومت ملی، تنها مسیر پیش روست.



