در روزهای اخیر لحن مقامات نظامی و سیاسی اسرائیل دربارهٔ رژیم خامنهای و ادامه ماجراجویی هایش تغییر کرده است؛ نه ناگهانی، بلکه تدریجی و خزنده. مجموعهای از گزارشها و اظهارنظرها نشان میدهد که در تلآویو، سناریوی حملهٔ دوباره دیگر یک فرض دور از دسترس نیست، بلکه گزینهای در حال بررسی است.
گزارش اخیر اکسیوس نشان میدهد که اسرائیل تمرین اخیر موشکی سپاه پاسداران را نه صرفاً یک رزمایش، بلکه احتمالاً پوششی برای حمله تلقی کرده است. نکتهٔ مهم این گزارش، نه محتوای اطلاعاتی آن—که حتی منابع آمریکایی میگویند نشانهای از حملهٔ قریبالوقوع ندیدهاند—بلکه سطح پایین تحمل ریسک در اسرائیل است.
در جنگ ۱۲روزهٔ، اسرائیل موفق شد بخش مهمی از زیرساختهای موشکی و هستهای در ایران را هدف قرار دهد، اما خود اسرائیلیها اذعان دارند که این ضربه قاطع و نهایی نبوده است.
اظهارات رئیس ستاد ارتش اسرائیل نشان دهنده شدت تنش در این فضاست. او صراحتاً گفته اسرائیل هرجا لازم باشد، در جبهههای نزدیک و دور ضربه خواهد زد و در قلب طولانیترین جنگ تاریخ اسرائیل، کارزار علیه حکومت ایران قرار دارد.
همزمان، گفته می شود که نتانیاهو قرار است در دیدار روز دوشنبه با ترامپ در آمریکا، سناریوهای جدید حمله به رژیم ایران را مطرح کند. از حملهٔ صرفاً اسرائیلی تا عملیات مشترک یا حتی رهبریشده توسط آمریکا. این یعنی موضوع ایران دوباره به سطح بالای دستورکار امنیتی اسرائیل و آمریکا بازگشته است.
یک تحلیلگر حکومتی می پرسد چرا نظام در چنین تله ای گرفتار شده است؟ و خود پاسخ می دهد که جمهوری اسلامی به بازیگری قابل پیشبینی تبدیل شده که در برابر عبور از خطوط قرمزش، واکنشی نشان نمیدهد. چنین رفتاری، حتی اگر با نیت کاهش تنش انجام شود، در عمل پیام معکوس میفرستد و طرف مقابل را به این جمعبندی میرساند که میتواند سطح فشار را بالا ببرد بدون آنکه با هزینه جدی مواجه شود. این همان «تله کاهش تنش» است؛ تلهای که نه به ثبات میانجامد و نه به امنیت، بلکه بازدارندگی را فرسایش میدهد و خطر محاسبه غلط و اقدام پیشدستانه را افزایش میدهد، هم از سوی آمریکا و هم از سوی اسرائیل.
فیلم زیر: وقوع حمله دوباره قطعی است
www.youtube.com/watch?v=cxCDM_uklJY



