
خبرگزاری آسوشیتدپرس در گزارشی اختصاصی از تظاهرات ضدحکومتی در ایران میگوید امتداد این اعتراضات و اینکه مدام از شکلی به شکل دیگر درمیآیند، تهدیدی جدی برای جمهوری اسلامی رقم زده است.
محمدرضا تاجیک از فعالان موسوم به اصلاح طلب در این باره گفته: نباید به هر دلیلی کنشگری مردم در اجتماع نادیده و یا حتی سرکوب شود، زیرا این رفتار در نهایت جامعه را خشمگین تر و خشنتر میکند و در زیر لایه جامعه یک تروما ایجاد میکند که ممکن است به شکلی دیگر و البته با قدرتی بالاتر در برابر طبقه حاکم قد علم کند.
وی گفت: کنش امروز از نسل جنبشهایی است که نه ایدئولوژی دارد، نه رهبری، نه حتی ساماندهی قبلی؛ بلکه یک نوع وحدت شکل گرفته در کثرت است. امروز انسانهای مختلف با تمام تکثری که دارند در یک جا جمع شدهاند.
شاید اینگونه بتوان گفت که ما شاهد جنبش «هرچه» ها هستیم! یعنی هرکسی در این جنبش میتواند یک «چه» و یا «کس» متفاوت آن هم با انگیزهها و انگیختههای متفاوت باشد. نقطه اشتراک این کَس های متفاوت نیز «کف خیابان» است که آنها را به هم متصل میکند.
این کَسهای متفاوت همدیگر را پیدا میکنند و تبدیل به یک بدن مشترک میشوند، این اندامهای بدون اندام در کف خیابان یکدیگر را پیدا کرده و یک «اندامواره» و یا «ارگان» ایجاد میکنند. در چنین شرایطی شاهد هستیم که این ارگان جدید تمامی مرزها را رد میکند و تمامی ایرانیان در سراسر جهان را به شکلی از اشکال در بر میگیرد.
در قضیه مهسا امینی دیگر واقعیت واقعه پیش آمده اهمیتی ندارد و هرآنچه پزشک قانونی و یا دستگاههای حاکمیتی بگویند نیز دیگر کارآمدی ندارد و تنها کنشگر امروز به این فکر میکند که چگونه میتواند از واقعه موجود یک روزنه برای عبور بسازد.
در پیچ خطرناکی قرار داریم
اقتصادنیوز نوشت: پنج اقتصاددان مطرح در ایران (محمدمهدی بهکیش، حسن درگاهی، محمد طبیبیان، موسی غنینژاد و مسعود نیلی) در بیانیه ای با اشاره به اعتراضات پس از مرگ زنده یاد مهسا امینی با ریشه یابی اقتصادی این اعتراضات پرداخته اند. اقتصاددان امضا کننده اعتقاد دارند: جمعیت امروز کشور، بسیار شهریتر، تحصیلکردهتر و در بازه سنی اثربخشی و برخورداری از انرژی اجتماعی بیشتر از گذشته است.
آنها نوشتند: شاید هنوز هم دیر نشده باشد. اینکه مسوولان رسماً اعلام کردهاند که انتقاد و اعتراض، حق مردم است اما اغتشاش و آشوب غیرقابل قبول است، بیان سنجیدهای است که عدم ارائه راهکارهای اجرایی برای تحقق آن، به بروز فجایعی منجر میشود که بخشی از آن را بهطور ویژه امروز در دانشگاهها مشاهده میکنیم. فقط با به رسمیت شناختنِ عملیِ انتقاد و اعتراض است که میتوان از شتاب گرفتن اغتشاش و بههمریختگی فراگیر امور جلوگیری کرد. از این رو برای اجتناب از فرو افتادن عمیقتر در بازیِ باخت-باختِ موجود، ابتکار عمل بهطور کامل با تصمیمگیرندگان است.
با کمال تاسف، آن یک مساله (قتل مهسا)، امروز به دهها و بلکه صدها ضایعه جبرانناپذیرِ انسانی و اجتماعی و سیاسی تبدیل شده است. ولی همچنان این فرصت وجود دارد که با آزادی همه آنانی که فرزندان این سرزمین هستند و باید در ساختن فردای آن نقشآفرینی کنند و فراهم آوردن شرایط طرح و بیان آزادانه انتقادها و ابراز اعتراضهای رسمی و مسالمتآمیز، گام اول انسجام مجدد جامعه برای گذار از این پیچ خطرناک برداشته شود.
این اقتصاددانان گفتهاند که بر اساس شواهد التهابات موجود به دلیل سوء تدبیر از مراحل کم خطر عبور کرده و وارد فاز خشم شده است.




