
خامنه ای دیروز در دیدار با تعدادی از ورزشکاران گفت: یه جمله هم درباره مسأله فلسطین عرض بکنیم، اگر بخوام من به شما ورزشکارها درباره این حوادث اخیر یک جمعبندی ارائه بدهم اون جمعبندی و اون جمله کوتاه اینه که رژیم صهیونیستی در حادثه طوفان الاقصی ضربه فنی شد. (پوستر زیر)
خامنه ای گفت: یعنی حماس بهعنوان یک گروه مبارز، نه بهعنوان یک دولت نه بهعنوان یک کشور با امکانات زیاد بهعنوان یک گروه یک گروه مبارز توانست دولت غاصب صهیونیست رو با اون همه امکانات ضربه فنی کند. این خلاصه مطلب است تا امروز هم نتوانستند از زیر بار فشار و ننگی که این شکست بر آنها وارد کرده و خودشون رو خارج کنند. فضاحتبارتر از کاری که رژیم صهیونیستی کرده انصافاً وجود نداره اون باخت سنگین اون باخت سنگین رژیم صهیونیستی با این بمبارانها جبران نخواهد شد و این نوع بمبارانها عمر این رژیم غاصب را کوتاهتر خواهد کرد…
این در حالیست که خامنهای برای غلبه بر شرایط انفجاری جامعهٔ ایران و سد بستن در برابر قیام مردمی، به جنگافروزی در منطقه محتاج بود. او با حملهٔ هفتم اکتبر حماس به اسراییل توانست چند دستآورد تاکتیکی، موقت و گذرا بهدستآورد. این دستآوردها عبارتند از:
بهطور موقت چشمانداز عادیسازی روابط بین عربستان و اسراییل [یک از حلقههای مهم «توافق ابراهیم»] را بهحالت انجماد درآورد یا دچار دستانداز کرد.
در کوتاه مدت توجه جهانی و داخلی را به بحران در غزه معطوف نمود و خود را از بازیگران اصلی منطقه وانمود کرد.
تزریق روحیه به پاسداران و نیروهای نیابتی که در اثر هیبت قیام ۱۴۰۱ دچار بیانگیزگی و ریزش شده بودند، یکی دیگر از دستآوردهای گذرا و ناپایدار در جریان این جنگ برای خامنهای بود.
اما همانطور که قهقههزنی و رجزخوانیهای جنگافروزانهٔ خامنه ای و نانخورهایش عمر کوتاهی داشت، دستآوردهای برقآسای آنها نیز به همین سرنوشت دچار شد. با تغییر موازنهٔ قوای نظامی و سیاسی و پیرو اقدامات آمریکا و اروپا و تمرکز افکار عمومی بر نقش جنگافروزانهٔ جمهوری اسلامی، خامنهای نقش خود و حاکمیتش را در برافروختن جنگ کتمان کرد. از طریق حسن نصرالله نیز پیام داد که این عملیات از سیر تا پیاز «فلسطینی!» بوده و «پدرخوانده!» از آن اطلاعی نداشته است. بهاین ترتیب تصور بُرد در جنگ غزه به یک توهم تبدیل شد.
در روزهای نخست که برق دستآوردهای تاکتیکی چشم خامنهای و پاسدارانش را کور کرده بود، رسانههای نظام از آمادگی نیروهای استشهادی و ثبت نام برای حضور در غزه طامات میبافتند. وزیر خارجه اش به دورهگردی رویآورده بود و رجزخوانان میگفت تمام دستها روی ماشهها قرار دارد. اما پس از افشای نقش خامنه ای در جنگ، اکنون شاهد طیفی از نگرانیها در سراپای نظام او هستیم.
حداد عادل از نزدیکان بیت خامنه ای بخوبی نگرانی آنها را آشکار کرد و گفت: به اشخاصی که خواهان ورود ایران به جنگ غزه هستند باید گفت شاید این، همان چیزی باشد که رژیم صهیونیستی میخواهد، یعنی تبدیل نبرد غزه به جنگ ایران و آمریکا… اگر این اتفاق بیفتد، آنکه جان سالم به در میبرد، رژیم صهیونیستی خواهد بود!
آنچه در این اظهارات پیداست، هراس آنها از تمرکز بر سر مار جنگافروزی در بیت خامنهای است. جنگ و بحران در خارج از مرزهای ایران خوب است بهشرطی که لهیب ویرانگر آن دامن نظام ولایت فقیه را نگیرد و برای آن بهایی نپردازد!
اما بهنظر میرسد دستآوردهای خامنهای با تعمیق جنگ در غزه در حال رنگ باختن باشد. زیرا به میزانی که این جنگ طول بکشد و وارد مراحل عمیقتر شود [که شده است]، بازندهٔ استراتژیک آن جمهوری اسلامی خواهد بود. اگر خامنهای میتوانست شرایط را فریز کرده و دستآوردهای مقطعی و تاکتیکی را ابقا نماید، برنده استراتژیک جنگ در غزه بود. او چنین گزینه ای را در جنگ های قبلی در غزه و جنوب لبنان آزموده است اما این بار اگر نتواند سناریوی مشابه را به اجرا درآورد [که تاکنون نتوانسته است]، تبعات آن به گونه ای استراتژیک دامنش را خواهد گرفت. از مهمترین تبعات آن از دستدادن عمق راهبردی، دستکم در رابطه با فلسطینی هاست. تردیدی نیست که این باخت بهصورت دومینووار در سایر نقاط نیز تأثیر خود را باقی خواهد گذاشت.






