رسانههای آمریکایی با تاکید بر دستگیری نیکلاس مادورو، رئیس جمهوری ونزوئلا از محاکمه قریبالوقوع یک دیکتاتور در آمریکا خبر میدهند. این درحالیست که صداوسیمای خامنهای کماکان بر جعلی بودن این خبر تاکید دارد.
در حالی که تعطیلات سال نو میلادی هنوز بهطور کامل به پایان نرسیده، برخی کاربران شبکههای اجتماعی در ساعات اولیه بامداد شنبه به افزایش ناگهانی فروش پیتزا در اطراف ساختمان پنتاگون در واشنگتن اشاره کردند؛ نکتهای که در ادبیات غیررسمی فضای مجازی بهعنوان نشانهای از عملیات نظامی آمریکا در نقطهای از جهان تعبیر میشود.
فارغ از اغراقآمیز بودن چنین برداشتهایی، واقعیت این است که همزمانی چند تحول مهم ژئوپولیتیکی، بار دیگر نگاهها را به سیاست خارجی ایالات متحده و پیامدهای آن برای متحدان و مخالفان واشنگتن معطوف کرده است، از تحولات ونزوئلا گرفته تا ایران، سوریه و فراتر از آن.
رئیس جمهور آمریکا حتی در روزهای ابتدایی سال جدید میلادی نیز از ارسال پیامهای صریح علیه رژیمی ایران خودداری نکرد. پیامهایی که همزمان با تحولات مهمی در آمریکای لاتین منتشر شدهاند: حمله مستقیم به کاراکاس و سقوط نیکلاس مادورو. سقوط رهبر ونزوئلا تنها یک تحول داخلی تلقی نمیشود. این رویداد برای تهران اهمیت مضاعفی دارد، چرا که ونزوئلا طی سالهای اخیر یکی از متحدان نزدیک تهران بوده و همکاریهای اقتصادی، نفتی و امنیتی گستردهای میان آنها گرفته بود.
این همکاریها، که در بسیاری موارد با سرمایهگذاریهای میلیاردی بهویژه از سوی نهادهای وابسته به سپاه پاسداران همراه بود، عمدتا بر پایه نزدیکی ایدئولوژیک و مخالفت مشترک با ایالات متحده بنا شده بودند. اکنون با سقوط دولت مادورو، سرنوشت این سرمایهگذاریها و مطالبات مالی معوق ایران در هالهای از ابهام قرار گرفته است؛ آن هم در شرایطی که خود ایران با بحران شدید اقتصادی و کمبود منابع ارزی مواجه است.
این تحولات در زمانی رخ میدهد که اعتراضات خیابانی در ایران، با پیامهای حمایتی ترامپ وارد مرحلهای تازه شده و دامنه آن به بسیاری از شهرهای کشور گسترش یافته است. همزمانی سقوط متحدی راهبردی در آمریکای لاتین با تشدید ناآرامیها در داخل ایران، از نگاه ناظران داخلی و خارجی نمیتواند تصادفی تلقی شود.
بهویژه آنکه پس از جنگ ۱۲روزه و آنچه برخی تحلیلگران از آن بهعنوان «شکاف امنیتی» در ساختار دفاعی رژیم ایران یاد میکنند، گمانهزنیهایی درباره آسیبپذیری بالاتر رهبران جمهوری اسلامی و بهویژه احتمال حذف فیزیکی خامنهای در محافل رسانهای مطرح شده است.
از دمشق تا کاراکاس؛ سرنوشت متحدان مسکو
تجربه سوریه و ونزوئلا؛ دو کشوری که هر دو از حمایت سیاسی و نظامی روسیه برخوردار بودند، پرسشهای تازهای را درباره نقش مسکو در معادلات قدرت مطرح کرده است. هر دو حکومت، علیرغم حمایت ولادیمیر پوتین، در زمانی کوتاه و با تحولات برقآسا سقوط کردند.
همین تجربه باعث شده برخی تحلیلگران از احتمال «معاملات بزرگتر» میان قدرتهای جهانی سخن بگویند؛ معاملاتی که در آن، سرنوشت متحدان منطقهای ممکن است در چارچوب بدهبستانهای ژئوپولیتیکی، از اوکراین گرفته تا خاورمیانه، رقم بخورد. در چنین تحلیلی، ایران نیز از این قاعده مستثنا دانسته نمیشود.
رژیم ایران در سالهای اخیر وابستگی قابلتوجهی به روسیه پیدا کرده و حتی سند همکاری بلندمدت ۲۰ساله میان آنها امضا شده است. با این حال، شماری از کارشناسان معتقدند که این توافقها لزوما ارزش راهبردی پایدار برای کرملین ندارند و در صورت تغییر موازنه منافع، تهران میتواند بهراحتی به مهرهای قابلچشمپوشی تبدیل شود.



