
جشن های ملی و مردمی همواره انگیزه هایی برای شادی و شادمانی مردم بوده و هستند. جشن های ملی در بسیاری از زمان ها و به ویژه نزد ایرانیان، همچون ابزاری بسیارکارآ برای کارزار در برابر ظلم و ستم بوده اند در بالابردن توان پایداری آنان در برابر دشمنان فرهنگی، به فراوانی کاربرد داشته اند.
همچنان که در «کامل التواریخ» آمده است که: «…در برگزاری جشنها …، احساسات میهنی به اوج می رسید و دستگاه ها را به بیم و ترس و چاره اندیشی وا می داشت….»
بنابرچنین انگیزه های درخور ارزشی، ایرانیان در هرزمان و هرجای که می زیسته یا می زیند، برای پاسداری و نگهداری از جشن هایشان از هیچ کوششی فروگذار نکرده اند و در این راه از جان و مال خود مایه می گذارند.
ناگفته نماند که ایرانیان به مناسبت فرارسیدن جشن نوروز ازغم و کینه و دشمنی دوری جسته، همزمان با خانه تکانی و پالودن خانه هایشان، خانه تکانی روانی نیز می کنند و مهرو آشتی و دوستی و یاری و یاوری را جایگزین قهر و دشمنی و کین می نمایند. نگاهی ژرف به این انگیزه ها، به آسانی هرانسان ژرف نگری را با ارزش جشن نوروز آشنا می کند و اهمیت هر چه بیشتر و با شکوه تر برگزار نمودن آن را روشن می سازد.
فیلم زیر: نوروز نماد پایداری و ایستادگی ملت کهنسال ما در درازنای تاریخ است. در تواریخ سیستان آمده است: «وقتی که سپاهیان «قتیبه»، سیستان را به خاک و خون کشیدند، مردی چنگ نواز، در کوی و برزن شهر که غرق خون و آتش بود، از کشتارها و جنایات «قتیبه» قصه ها می گفت و اشک خونین از دیدگان آنانی که بازمانده بودند، جاری می ساخت و خود نیز، خون می گریست … و آنگاه بر چنگ می نواخت و می خواند:
با این همه غم در خانه دل
اندکی شادی باید که گاه نوروز است…





