با وجود آن که طی سال های ۸۴ تا ۹۳ تعداد دانشجویان کشور با رشد بسیار بالایی نزدیک به ۳ برابر شد، اما اثر این موضوع در بازار کار منعکس نشد، زیرا بخش اصلی این جمعیت به بازار کار وارد نشدند. لذا طی دهه مذکور کمتر از ۲۰ درصد جمعیت فعال کشور را افراد دارای تحصیلات دانشگاهی تشکیل می دادند، اما در فصول اخیر که جمعیت فعال و روند افزایشی داشته، ترکیب تحصیلی جمعیت وارد شده به بازار کار تغییر اساسی کرده است، به نحوی که در پنج سال مورد بررسی بیش از ۶۰ درصد افزایش جمعیت فعال را افراد دارای تحصیلات دانشگاهی تشکیل می دهد.
حتی در برخی از فصول جمعیت فعال بدون تحصیلات دانشگاهی کاهش یافته است، این تحولات ساختار تحصیلی بازار کار کشور را در آستانه تغییرات مهم قرار داده است که بدین طریق افراد دارای تحصیلات دانشگاهی سهم بالایی از جمعیت فعال را به خود اختصاص خواهند داد.در بخش بعد نشان داده خواهد شد که بخش عمدهای از افراد تحصیل کرده که به بازار کار وارد شدهاند توانستند شاغل شوند، بنابراین میتوان این افزایش مشارکت افراد دارای تحصیلات دانشگاهی را ناشی از کاهش دستمزد آستانه آنها برای شاغل شدن تحلیل کرد، که احتمالاً از نرخهای بالای بیکاری افراد تحصیلکرده اثر پذیرفته است.
بدین معنا که با توجه به نرخ بالای بیکاری افراد دارای تحصیلات دانشگاهی این افراد حاضر شدند در دستمزدهای پایین تری مشغول به کار شوند بنابراین بررسی معیارهای مشارکت نیز نشان میدهد با وجود افزایش نرخ مشارکت در تمامی گروهها افزایش نرخ مشارکت برای جمعیت دارای تحصیلات دانشگاهی به مراتب بیشتر بوده است.




