«مشقتبار، فاجعهبار، توانفرسا» تنها عبارتی است که میتواند وضعیت ایرانیان را برای دسترسی به خدمات دندانپزشکی توصیف کند. بسیاری از ایرانیان به دلیل گرانی و بالابودن نرخ خدمات دندانپزشکی چارهای ندارند به جر اینکه یا درد دندان را مدتهای طولانی تحمل کنند یا اینکه دندان قابل ترمیم خود را بکشند و از آن دست بشویند. موضوعی که سال گذشته حسینعلی شهریاری رئیس کمیسیون بهداشت و درمان مجلس در سخنانی بر آن صحه گذاشت. جالب آنکه به گفته متخصصان شاخص سلامت دهان، یکی از شاخصهای توسعه یافتگی جوامع است.
به گزارش ایلنا، آمارها در این حوزه تاسفبار است. نتایج آخرین پیمایش هزینه درآمد خانوارهای ایرانی در سال ۱۴۰۰، نشان میدهد که خدمات دندانپزشکی بعد از دارو در رتبه دوم سهم از پرداخت از جیب در حوزه سلامت قرار میگیرد. ضمن آنکه در سطح کل جمعیت و خانوارهای شهری، خدمات دندانپزشکی عامل بیشترین مواجهه با هزینههای کمرشکن سلامت بوده است.
دندانهایی که در سنین پائین از دست میروند
سپیده از سه سال پیش تاکنون موفق نشده بدهیاش را با دندانپزشک صاف کند. از هزینه ۴۰ میلیونی درمان و ایمپلنت دندانش در آن زمان، هنوز چند میلیون تومان دیگر باقی مانده با این حال تفاوت فاحش میزان درآمد و هزینههای زندگی باعث شده او به کندی به تعهداتش در قبال دندانپزشک عمل کند. فقط بخت با او یار بوده که پزشک از نوجوانی درمانگرش بوده و همین آشنایی طولانی باعث شده پزشک شرایط او را بپذیرد: «واقعیت این است به دلیل شرایط جسمی خاصی که دارم و داروهایی که مصرف میکنم سلامت دندانم به شدت در خطر است و روزی نیست که مشکلی به مشکلات دندانهایم اضافه نشود، اما به دلیل بیپولی و همین بدهی سنگین نه توان مالی مراجعه به پزشکم را دارم و نه رویی برای مواجهه با او. تا همین لحظه هم به شدت مرهون لطفش هستم.»
او میگوید: «تابستان سال گذشته یکی از دندانهایم را عصبکشی کردم، ۷ یا ۸ میلیون تومان هم هزینه عصبکشی و پرکردن ریشه دندانم شد. وام گرفتم و مبلغ را پرداخت کردم باید تاج دندان را پر میکردم و مابقی مراحل درمان را انجام میدادم اما پولم نرسید و درمان را متوقف کردم. دو ماه پیش دندانم کاملا شکست و حالا همان نقطه عفونت میکند و دردناک میشود. من هم با مصرف آنتیبیوتیک و مسکن سعی میکنم مشکل را به صورت موقت حل کنم.»
در صورت کشیدن ریشه همین دندان، جای خالی دندان در دهان او به ۶ عدد میرسد آنهم حالا در سن ۴۴ سالگی: «در فک بالا و پایین سمت راست صورتم تنها دو سه دندان باقی مانده است، مابقی کشیده شده و نیاز به ایمپلنت دارد، اما واقعا از عهده هزینههای چند ده میلیون تومانی ایمپلنت بر نمیآیم. خجالت میکشم لبخند بزنم و جای خالی دندانهایم مشخص شود. یعنی هم به لحاظ روانی تحت فشار هستم و هم به لحاظ جسمی. بیمه هم فایده ندارد. خدمات دهان و دندان تحت پوشش بیمه نیستند. مراکز دولتی، هم شلوغ هستند و هم به لحاظ قیمت تفاوت چندانی با مراکز خصوصی ندارند. حقوق ۲۰ میلیون تومانیام هم با این نرخها همخوانی ندارد.»
سپیده اضافه میکند که درمان دندانها برایش بسیار مهم و حتی در اولویت است، اما مخارج زندگی روزمره و آب شدن دستمزدش در همان اولین هفته دریافت آن، فرصتی برای هزینههای درمانی نمیدهد: «من به درمانهای دیگری هم نیاز دارم اما واقعیت این است که آنها را هم پشت گوش میاندازم و به خودم امیدواری میدهم که یک روز خوب خواهد رسید…



