یک سایت داخلی نوشته: دور دوم مذاکرات با آمریکا در ژنو در شرایطی به پایان رسید که گمانه زنی ها درخصوص موفقیت این مذاکرات یا تاثیر آن بر روند کلی روابط طرفین ادامه دارد. با این وجود، تخت روانچی (معاون عراقچی) تاکید کرده است که باید حواسمان باشد که از یک سوراخ دو بار گزیده نشویم. جاوید قرباناوغلی، مدیرکل پیشین در وزارت امور خارجه در گفتوگو با فرارو وضعیت موجود را تحلیل کرده است.
این دیپلمات سابق درخصوص آن چه به عنوان لابی آمریکا مورد اشاره تخت روانچی قرار گرفته است، گفت: «به اعتقاد من اصلا نیازی نیست درباره لابی آمریکا صحبت کنیم. آمریکا یک اجماع را علیه ایران سازماندهی کرده است. این اجماع شامل متحدان اروپایی آمریکا است که در برخی موارد موضعی چه بسا تندتر از آمریکا دارند. نقطه مشترک و اجماع بین اروپا و آمریکا این است که متاسفانه شرایط به گونه ای شده که همه نسبت به این موضوع که مایلند در ایران تغییراتی گسترده (تغییر رژیم) رخ دهد، رسیده اند. این نکته ای بسیار مهم و خطرناک است.
این دیپلمات با سابقه در ادامه گفت: آمریکا دیگر نیازی به لابی سازی ندارد چرا که هم اکنون لابی های لازم را دارد. اما چگونه می توانیم اجماع شکل گرفته توسط آمریکا را از بین ببریم؟ به اعتقاد من بخش نخست این شکسته شدن اجماع، داخل کشور رخ می دهد. باید هرچه سریعتر با مردم به مصالحه و آشتی ملی برسیم!
وی افزود: من پاسخ مثبت دادن بخشی از جامعه به یک فراخوان را تحقیرآمیز نمیبینم. اتفاقا معتقدم پذیرش چنین چیزی نه از روی حب به آن شخص (شاهزاده رضا پهلوی)، بلکه از روی دلخوری ها و بغض هایی است که شکل گرفته و باید حل شود. راهکار حل این وضعیت کاملا ساده است. باید به مردم نقش داد، باید با مردم آشتی کرد!
این در حالیست که روزنامه جهان صنعت در مطلبی نوشته است: جمهوری اسلامی این روزها زیر فشار فوقالعادهای از سوهای گوناگون است. بیشترین فشار بر نظام سیاسی نارضایتی ژرف و گسترشیابندهای بوده که از طرف شهروندان بهشدت ناراضی از روزگار تیره کسبوکار و معاش است. این چیزی است که همه مقامهای جمهوری اسلامی نیز آن را انکار نمیکنند. واقعیت این است که فرو رفتن منابع دولت و نیز منابع بنگاههای اقتصادی در چاه نابسامانی راه را برای مچاله کردن سفره مردم هموار کرده است.
این روزنامه نوشت: از پیش روشن است این وضعیت ابدی نیست و شهروندان رفتارهای دیگری نشان خواهند داد. از سوی دیگر باید به فشار بیرونی فزاینده به جمهوری اسلامی اشاره کرد. دشمنان جمهوری اسلامی حالا از نارضایتی گسترده ایرانیان سکویی برای جهش خواستههای ویژهشان پیدا کرده و دیوارهای خودرا برای نبرد بر پایه همین نارضایتی بنا کردهاند. همه آدرسها نشان میدهند جمهوری اسلامی برای روبهرو شدن با تنگنای سرچشمه گرفته از اقتصاد به شدت بیمار دیگر دست پر ندارد و اگر همین میزان درآمد صادرات نفت نیز با سدهای تازه روبهرو شود شاید دیگر در پرداخت حقوق کارمندان خود نیز با راههای بسته روبهرو شود.
بوی خون هنوز در هوا نفس میکشد
روزنامه جهان صنعت در مطلب دیگری نوشت: بوی خون هنوز در هوا نفس میکشد؛ بویی همچون خاطرهای سمج که روح را در انزوا میخورد و میتراشد در اذهان عمومی جریان دارد. شامگاه هجدهم و نوزدهم دیماه لحظهای نبود که بتواند بهسادگی از حافظه این سرزمین عبور کند. صدای افتادن سروقامتانی که با امیدی ساده از خانه بیرون رفتند و هرگز بازنگشتند در گوش شهر مانده است؛ صدایی که نه با گذر ۴۰روز خاموش شد و نه با آمدن برفهای زمستانی آرام گرفت. گویی زمان هم در برابر آن غروبهای سنگین مکث کرده و هنوز جرات عبور کامل از آن ساعات را ندارد.
مرگ آن همه جوان، صرفنظر از هر تفسیر سیاسی، زخمی عمیق بر پیکر جامعه گذاشته است؛ زخمی که نوشدارویی ندارد. امروز میتوان رد آن ۴۰روز را در چهره شهر دید. شهری که دیگر مثل قبل نفس نمیکشد، سرزمینی که میداند بخشی از آیندهاش در خاک سرد آرمیده است و مردمی که هنوز میان اندوه و خشم در رفتوآمدند.
در پشت پنجره، تا چشم کار میکند، خشم است!
روزنامه اعتماد هم در مطلبی به واکاوی دلایل اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ پرداخته و نوشته است:
خشم امروز جوانان ریشه در انسداد امید و تحقیر هویت دارد که بهمثابه شکاف میان نسلها و نهادهای قدرت شناخته میشود. خشم جوانان ایرانی در وقایع دیماه، فقط محصول سفرههای کوچکشده نبود. آنها احساس میکنند نهتنها مشکلاتشان دیده نمیشود، بلکه کرامتشان زیر سوال میرود. جوانان، بهرغم شایستگی و تحصیل، در یک سیکل بیپایان انتظار برای تحقق چشماندازهای زندگی گیر افتادهاند. جوانان دیگر با روایتهای رسمی، ارتباط برقرار نمیکنند. آنها خواهان عدالت اجتماعی و چشماندازی روشن از آیندهاند. وقتی فردا شبیه امروز است و امروز از دیروز بدتر، امید بهتدریج میمیرد و با مرگ امید، خشم متولد میشود.
این روزنامه نوشت: فرصت بینهایت نیست. اگر جوان احساس نکند که میتواند در چارچوب همین سرزمین آیندهای بسازد، اگر رسانه رسمی همچنان در مدار رجزخوانی بماند، خشم همچنان انباشته خواهد شد و خشم انباشته، روزی خود را به شکلی نشان میدهد که دیگر مهارپذیر نخواهد بود.



