جنگ کنونی علیه حکومت ایران سرنوشت خاورمیانه را در پنجاه سال آینده رقم میزند. رویارویی اسرائیل و ایالات متحد آمریکا با جمهوری اسلامی صرفاً یک درگیری نظامی مقطعی نیست، بلکه مرحلهای تعیینکننده در بازطراحی معماری سیاسی و امنیتی کل خاورمیانه دستکم در پنج دهۀ آینده است: مرحلهای که با بقا یا سقوط جمهوری اسلامی گره خورده است.
به گزارش رادیو فرانسه، هفتۀنامۀ فرانسوی «لوپوئن» در گفتگویی مفصل با آنتوان بسبو، مدیر «رصدخانۀ کشورهای عرب»، به بررسی ابعاد تحولات جاری خاورمیانه پس از حملۀ اسرائیل و آمریکا به جمهوری اسلامی ایران پرداخته است. در بخشهایی از این گفتگوی مفصل این کارشناس معروف گفته است : جمهوری اسلامی اکنون بر سر بقای سیاسی خود میجنگد و آنچه در جریان است، صرفاً یک عملیات نظامی نیست، بلکه بازطراحی معماری منطقه برای دهههای آینده است.
بسبو معتقد است که رویارویی کنونی ادامه روندی است که از هشتم اکتبر ۲۰۲۳ آغاز شد. یعنی : فردای حملۀ هفتم اکتبر حماس به اسرائیل. او میگوید آن حمله ابتکاری محلی نبود، بلکه بخشی از راهبرد منطقهای جمهوری اسلامی ایران بود که از طریق شبکهای از نیروهای نیابتی اجرا شد. به گفتۀ بسبو، طی ماههای گذشته این نیروهای نیابتی یکی پس از دیگری تضعیف یا حذف شدند: حماس و جهاد اسلامی در غزه، حکومت بشار اسد در سوریه و بخشی از ساختار نظامی حزبالله در لبنان. اکنون، به باور او، «مغز» این شبکه، یعنی خود جمهوری اسلامی ایران، هدف قرار گرفته است.
او بر این نکته تأکید میکند که موضوع، نابودی ایران بهعنوان یک کشور یا تمدن نیست، بلکه پایان دادن به نظامی است که به گفتۀ او «تروریسم بینالمللی در ذات آن نهفته است». بسبو میگوید : تهران با غنیسازی اورانیوم تا ۶۰ درصد، انباشت صدها کیلو گرم مادۀ غنیشده، توسعه موشکهای بالستیکی با بردی تا جنوب اروپا و حمایت مستمر از گروههای شبهنظامی، خطوط قرمز جامعه جهانی را زیر پا گذاشته است.
در پاسخ به این ادعا که پیش از آغاز حملات، مذاکراتی جدی میان تهران و واشنگتن در جریان بود، بسبو میگوید این گفتگوها بیشتر «پوششی سیاسی» برای آمادگیهای نظامی دو طرف بوده است. به باور او، آمریکا به زمان نیاز داشت تا نیروهایش را در منطقه مستقر کند و حکومت ایران نیز میکوشید با کش دادن مذاکرات، زمان بخرد و طرف مقابل را در جزئیات فرسوده کند. او تأکید میکند که موضوع موشکهای بالستیکی، به گفتۀ خود مقامات ایرانی، اساساً در دستور کار مذاکرات قرار نداشت.
در ارزیابی واکنش کشورهای عرب منطقه، این تحلیلگر میگوید که همۀ آنها از سیاستهای منطقهای جمهوری اسلامی آسیب دیدهاند و از این رژیم دل خوشی ندارند، اما در عین حال از بیثباتی ناشی از سقوط احتمالی آن نیز بیمناکند. به گفتۀ او، نگرانی نخست آنها احتمال آشوب در کشوری با ۹۰ میلیون نفر جمعیت و مرزهای گسترده است و نگرانی دوم، برعکس، موفقیت کامل مداخله نظامی آمریکا و اسرائیل و ظهور یک ایران آزاد و توانمند است که بتواند پس از سقوط جمهوری اسلامی به رقیبی اقتصادی برای تمام کشورهای عرب حوزۀ خلیج فارس تبدیل شود.
در این مصاحبه آنتوان بسبو در قبال برخی درخواستها برای آتشبس و ازسرگیری مذاکرات با تهران، موضعی قاطع اتخاذ میکند. او میگوید : هرگونه مذاکره در شرایط کنونی به معنای اعطای مشروعیت تازه به جمهوری اسلامی است. به باور بسبو، اگر این نظام از این بحران جان سالم به در ببرد، حتی تضعیف شده، میتواند مدعی شود که در برابر آمریکا، اسرائیل، همسایگان عرب و مردم خود ایستاده و دوام آورده است و این برای بقای چند دهۀ دیگر این رژیم کافی خواهد بود.
بسبو سناریوی مطلوب خود را ظهور چهرهای از درون ساختار قدرت ایران میداند: شخصیتی برخاسته از ارتش منظم – و نه سپاه پاسداران – که با پذیرش شکست، خواستار لغو تحریمها و بازگشت ایران به جامعۀ بینالمللی شود. او این احتمال را چندان دور از ذهن نمیداند و به نارضایتی گستردۀ داخلی و بحران عمیق اقتصادی ایران اشاره میکند : کشوری که به گفتۀ او دهههاست از تجارت عادی محروم مانده و شهروندانش بهای سنگینی پرداختهاند.
به اعتقاد این کارشناس، پایان بحران تنها زمانی ممکن است که شکست نظامی از سوی رژیم ایران پذیرفته شود و یک نظام جدید حکمرانی در این کشور شکل بگیرد. در غیر این صورت، هرگونه عقبنشینی و مذاکره، به گمان بسبو، صرفاً بازگشت به وضع موجود خواهد بود. او نتیجه میگیرد که آنچه اکنون در جریان است، نه فقط جنگی محدود، بلکه لحظهای تعیینکننده برای شکلگیری نظم جدید خاورمیانه در پنجاه سال آینده است.



