دعوت ملی؛ وقت انتخابِ عمل، نه تماشا
ایران در نقطهای ایستاده که بیطرفی دیگر یک موضع نیست؛ تعویق است. آنچه امروز جریان دارد، نه یک موج مقطعی است و نه واکنشی احساسی. شکاف میان جامعه و حاکمیت از سطح نارضایتی گذشته و به مرحلهی نافرمانی اجتماعیِ گسترده رسیده است. این واقعیت را نه شعارها، بلکه رفتار مردم نشان میدهد: تعطیلی، اعتصاب، ترک همکاری و بازپسگیری خیابان.
این دعوت برای قهرمانسازی نیست؛ برای مسئولیتپذیری جمعی است. هیچ نیرویی بیرون از جامعه قرار نیست این مسیر را طی کند. تغییر، زمانی آغاز میشود که شهروند عادی تصمیم بگیرد نقش تماشاگر را کنار بگذارد.
ما مردم ایران را به کنشی روشن و غیرقابلتحریف فرامیخوانیم:
۱. حضور آگاهانه، نه پراکنده
هر محله، هر شهر، هر جمع کوچک میتواند یک کانون مدنی باشد. نیازی به تمرکز، رهبرسازی یا حرکتهای نمایشی نیست. حضور منظم، تکرارشونده و قابل پیشبینی، هزینهی سرکوب را بالا میبرد و توان آن را فرسوده میکند.
۲. اعتصاب و توقف همکاری
قدرت واقعی در جایی است که چرخها میایستند. کارگر، کارمند، کاسب، راننده و معلم؛ هر توقف هماهنگ، پیام روشنی دارد: حکومتی که بدون رضایت اداره شود، دوام ندارد.
۳. بازپسگیری فضاهای عمومی
خیابان، بازار، دانشگاه و محل کار، ملک حاکمیت نیست. حضور آرام، پیوسته و مدنی در این فضاها، معنایش پایان انحصار قدرت است.
۴. همبستگی، نه رقابت
این دعوت نه به نام یک جریان است و نه برای حذف دیگری. اختلاف نظر طبیعی است، اما انفعال مشترک، آینده را نابود میکند. امروز معیار، نه ایدئولوژی، بلکه ایستادن کنار جامعه است.
۵. نه به خشونت، نه به ترس
خشونت، ابزار ناتوانی است؛ ترس، محصول تنهایی. کنش جمعیِ مدنی، هر دو را خنثی میکند. ما برای زندگی بهتر آمدهایم، نه برای تکرار چرخهی ویرانی.
این دعوت، وعدهی پیروزی فوری نمیدهد. حقیقت این است: راه دشوار است، هزینه دارد و زمان میبرد. اما یک چیز روشن است؛ بیعملی، پرهزینهترین انتخاب ممکن است.
اگر باور داری ایران شایستهی حاکمیتی پاسخگوست
اگر نمیخواهی سرنوشتت پشت درهای بسته تعیین شود
اگر سهم خودت را از آینده مطالبه میکنی
اکنون وقت پیوستن است
نه فردا، نه بعدتر؛ همین حالا، در همان جایی که هستی
ارشان آذری



