عدم حضور تصویری خامنهای همچنان این سوال و این بحث را زنده نگه داشته که آیا واقعا او زنده است، و اگر پاسخ مثبت است میزان جراحت او در جریان بمباران روز اول “بیت” پدرش تا چه حد است که امکان حضور تصویری در گفتوگو با مردم را ندارد؟
دویچه وله در گزارشی گفت: مجتبی خامنهای رهبر جدید جمهوری اسلامی چند روز پس از تصمیم بحثانگیز مجلس خبرگان به برگماری او به این مقام و در حالی که هیچگونه اثر تصویری و صوتی از او منتشر نشده است، روز پنجشنبه ۲۱ اسفند (۱۲ مارس) نهایتا با یک پیام کتبی “با مردم” سخن گفت.
مجتبی خامنهای در پیام کتبیای که به او نسبت داده میشود مدعی است که “انتخاب” خود به رهبری جمهوری اسلامی را از تلویزیون شنیده است. او گفته است که خود را در جایگاهی نمیببیند که به جای خمینی و خامنهای بنشیند: «این نیست که بنده در حد رهبر شهید باشم چه رسد به اینکه بخواهم برتر از ایشان فرض شوم».
علی خامنهای در زمان انتخابش به رهبری جمهوری اسلامی گفته بود که “بدا به حال ملتی که من رهبرش بشوم”. منتقدان میگویند که با توجه به کارنامه رهبری علی خامنهای این اظهار نظر رهبر جدید شاید نشانهای از چشمانداز یک وضعیت بدتر برای جامعه ایران باشد.
خامنهای در همین اولین پیام خود با استناد به جنگ جاری، شدیدتر از پدرش جنگ لفظی علیه آمریکا و “استکبار” را شروع کرد. او در همین پیام اول در نقش ولی فقیه در “چارچوب تعیین تکلیف” برای مردم نوشته است: «یکی از وظایف رهبری و بعضی مسئولین دیگر گوشزد کردن بعضی از این نقشها به آحاد یا اقشار جامعه است. از این رو اهمیت حضور در مراسم روز قدس ۱۴۴۷[سال قمری] را یادآور میشوم که باید عنصر دشمنشکنی در آن مورد توجه همگان باشد.»
خامنهای در ادامه بر تداوم جنگ جاری تأکید کرده و مدعی شده است که این “خواست تودههای مردم” است. او همچنین تهدید به گشودن جبهههای جدید کرده است: «خواست تودههای مردم، ادامه دفاع موثر و پشیمانکننده است. همچنین قطعاً همچنان از اهرم مسدود کردن تنگه هرمز باید استفاده شود. در مورد گشودن جبهههای دیگری که دشمن در آن تجربه ناچیزی دارد و به شدت در آن آسیبپذیر خواهد بود مطالعاتی صورت گرفته است و فعالسازی آن در صورت استمرار وضع جنگی و بنا بر رعایت مصالح صورت خواهد گرفت.»
خامنهای در ادامه پیامی که به او نسبت داده میشود، قول داده که از بابت جنگ از آمریکا و اسرائیل غرامت بگیرد: «به هر صورت ما از دشمن غرامت خواهیم گرفت و اگر امتناع کند به اندازهای که تشخیص بدهیم از اموالش برخواهیم داشت و اگر آنهم مقدور نباشد به همان اندازه از اموالش را نابود خواهیم کرد.»
او در باره این که چگونه این غرامتگیری انجام خواهد شد و در حالی که أموال زیادی از خود ایران به سبب تحریمها در خارج مسدود است از کدام اموال برداشت خواهد کرد توضیحی نداده است.
در حالی که حمله به کشورهای جنوبی خلیج فارس تنها به پایگاههای آمریکا محدود نمانده و زیرساختهای این کشور و تاسیسات نفتی آنها هم مورد حلمه قرار گرفتهاند خامنهای در پیام منتسب به او مدعی شده که “در هجوم اخیر، بعضی از پایگاههای نظامی مورد استفاده قرار گرفت که طبعاً ما همانطور که هشدار صریح داده بودیم و بدون اینکه تعرضی به آن کشورها صورت دهیم، صرفاً همان پایگاهها را مورد حمله قرار دادهایم”.
بخش عمده پایگاههای آمریکا در منطقه باخواست خود کشورهای این منطقه و در پی استقرار جمهوری اسلامی و تحت عنوان مقابله با تهدیدات آن دائر شدهاند. با این حال، مجتبی خامنهای ضمن تأکید بر تداوم حملات به “این پایگاهها”، همچون علی خامنهای که همیشه بر برچیدهشدن آنها در منطقه تأکید داشت به کشورهای منطقه “توصیه” کرده است که “هر چه زودتر آن پایگاهها را تعطیل کنند”.
عدم حضور تصویری خامنهای همچنان این سوال و این بحث را زنده نگه داشته که آیا واقعا او زنده است، و اگر پاسخ مثبت است میزان جراحت او در جریان بمباران روز اول “بیت” پدرش تا چه حد است که امکان حضور تصویری در گفتوگو با مردم را ندارد؟ و به این ترتیب اصولا او تا چه میزان قادر به ایفای نقشی است که قانون اساسی جمهوری اسلامی به رهبر این حکومت بخشیده است؟
در پیام اول و بحثانگیز خامنهای هیچ نشانهای از توجه و التفات به حقوق اساسی مردم و پاسخگویی به مطالبات آنها در عرصه داخلی و تغییر اساسی در سیاست خارجی دیده نمیشود، امری که از نظر منتقدان و مخالفان میتواند بستر تداوم چالش و مقاومت جامعه در برابر جمهوری اسلامی با رهبری جدیدش باشد.



