برخی گزارشها از تهران حاکیست که پس از عملیات کماندویی موفقیت آمیز آمریکا برای دستگیری متحد ونزوئلایی خامنهای، ترس و وحشت سران نظام و کارگزاران حکومتی را در تهران فراگرفته و رهبر جمهوری اسلامی بار دیگر به مخفیگاه زیرزمینی خود بازگشته است.
این در حالیست که رئیس جمهو آمریکا در خردادماه گذشته از کشتن خامنهای توسط اسرائیل جلوگیری کرد. پرزیدنت ترامپ در عین حال در اقدامی تحقیرآمیز به این پیر خرفت درمانده هشدار داد که اطلاعات آمریکا از محل مخفیگاه او آگاه است و هر موقع اراده کند او را به درک واصل خواهد کرد.
پیام دستگیری مادورو برای رژیم تهران
پیام دستگیری مادورو به تهران: فرو ریختن تابوی «مصونیت رهبران»؛ اعلام «دستگیری و خروج» نیکلاس مادورو، رئیسجمهوری ونزوئلا، از سوی دونالد ترامپ، در تهران تنها بهعنوان یک رویداد دوردست در آمریکای لاتین دیده نمیشود. این رخداد، در کنار تجربه جنگ دوازده روزه و نفوذ امنیتی موساد در داخل ایران، این پرسش را پررنگتر کرده است که آیا دوران مصونیت رهبران مستقر به پایان رسیده و قواعد بازی برای جمهوری اسلامی تغییر کرده است؟
اعلام «دستگیری» نیکلاس مادورو، رئیسجمهوری ونزوئلا، توسط دونالد ترامپ تنها یک خبر تکاندهنده در آمریکای لاتین نبود. این رخداد، حامل پیامی فراتر از مرزهای منطقه است : پیامی که در تهران، در شرایطی به مراتب شکنندهتر از گذشته، با دقت و نگرانی دنبال میشود.
به گزارش رادیو فرانسه، برای جمهوری اسلامی، خبر دستگیری مادور در خلأ رخ نداد. تنها چند ماه پیشتر، جنگی کوتاه اما پرضربه، توازن امنیتی جمهوری اسلامی را به چالش کشید، جنگی که در آن، تأسیسات حساس نظامی و هستهای تهران هدف قرار گرفتند و شماری از فرماندهان ارشد نظامی و مرتبط با برنامه هستهای در داخل خاک ایران در همان دقایق نخست توسط موساد کشته شدند. این رخدادها نشان دادند که ساختار امنیتی جمهوری اسلامی، برخلاف روایت رسمی، نفوذناپذیر نیست.
در چنین بستری، دستگیری رئیسجمهوری یک کشور متحد تهران و بیرون آوردن او از خاک کشورش، معنایی تازه پیدا میکند: شکستهشدن یک تابوی قدیمی در روابط بینالملل، تابوی «مصونیت رهبران مستقر».
از تهدید بیرونی تا خطر درونی
سالها بود که تهدید آمریکا علیه رژیم ایران عمدتاً در قالب فشار و تحریمهای اقتصادی یا عملیات سایبری تصور یا خلاصه میشد. حتی در شدیدترین تنشها، این فرض نانوشته وجود داشت که «شخص رهبر» و هسته مرکزی قدرت، از اقدام مستقیم مصون می مانند. جنگ دوازده روزه و اکنون رخداد ونزوئلا این فرض را بهطور جدی زیر سؤال بردهاند.
برای تصمیمگیران تهران، پیام از این پس روشن است: اگر ایالات متحد آمریکا در صورت تشخیص ضرورت، حاضر به عبور از چنین خط قرمزی باشد، مصونیت رهبران جمهوری اسلامی دیگر بدیهی و تضمین شده نیست. این تلقی، با توجه به تجربه اخیر نفوذ اطلاعاتی و عملیاتی اسرائیل در داخل ایران، وزن و اعتبار بیشتری پیدا میکند. دیگر مسئله فقط حمله از بیرون مرزها نیست، تهدید میتواند از درون شکل بگیرد، با شناسایی دقیق اهداف و بهرهگیری از شبکههای موجود.
تأثیر بر محاسبات امنیتی رأس قدرت در ایران
این تغییر ادراک، بیش از هر چیز، تأثیری روانی-راهبردی بر رأس هرم قدرت در تهران گذاشته است، به طوری که حلقههای تصمیمگیری بستهتر شدهاند، وسواس امنیتی افزایش یافته و بیاعتمادی درونی نظام تشدید شده است. در چنین فضایی، این پرسش بهطور جدی مطرح میشود که آیا سناریوهایی که تا دیروز «غیرقابل تصور» بودند، امروز به گزینههای محتمل تبدیل نشدهاند؟
از این پس پیام دستگیری مادورو برای جمهوری اسلامی روشن است: قواعد بازی سختتر شده و خطوط قرمز قدیمی دیگر مطلق نیستند. این پیام، در کنار تجربه جنگ کوتاه خرداد گذشته و آشکارشدن نفوذ امنیتی در داخل ایران، تلقی و ادراک رهبران تهران از تهدید را بهطور کیفی تغییر داده است.



